كوه و كورينان
حصارى در بادغيس
كهدستان
( kahdestan )
، 33
روستايى در يك فرسخى شهر هرات .
گرد پيچ ، 15 ، 50
محاصره .
گرمسير
( garmsir )
، 88 ، 138
شهرستانى در استان هلمند .
گم گشت در حصار ، 100
ظاهرا راهرو بيرونى كه اكنون غلام گردش گويند .
گنبد سلطان ، 89
گنبد سلطان غياث الدين غورى ، يا گنبد ملكان غور در سمت شمالى مسجد جامع هرات موجود و برجاست .
گواشان علويان
( gawasan )
، 7 ، 9
گواشان روستايى در اولسوالى ( حكومت ) گذرهء هرات .
لكلك خانه ، 76
موضعى در راه غور ، در پنج فرسنگى هرات .
مابيژناباد ، 163 ، 164
سيفى خود تلفظ صحيح و معمول آن روز را با توضيح اينكه « مابيژنآباد را مادر بيژنآباد كرده » به دست مىدهد .
مالان ، 76 ، 88
از روستاهاى معروف و قديمى هرات . پلى كه در آن ناحيه برروى هريرود است ، نيز پلى معروف و قديمى است و به پل مالان شهرت دارد .
مرغاب ، 100
شهرستانى ميان بادغيس و فارياب . رودى هم كه در آن روان است مرغاب نام دارد كه در قديم مروالرود مىگفتند .
مرجق ، 13 ، 41
اكنون موريچاق
muricaq
گويند . مروجق يعنى مرو كوچك شهركى است از ولايت بادغيس در مرز فارياب و بادغيس .
مسرق
masraq ( x )
، 12 ، 104
مصرخ نيز گويند ، كه آرامگاههاى امامزاده عبد اللّه و امامزاده قاسم در آنجاست .
منظر ، 57
اتاق واقع در طبقات بالاى ساختمان كه بر بيرون و اطراف مشرف باشد . اين كلمه و خود منظر در هرات موجود و متداول است .
نخ قيمتى ، 115
در اينجا نخ به معناى پارچه آمده است .
آنچه نشستنى بود بنشست ، 9
نشستن و نشست كردن ، اصطلاح معمارى است و هنوز در هرات متداول است ؛ يعنى فرونشستن ساختمان به سبب سستى و يا رطوبت زمين .
نعرهوار ، 126
فاصلهاى كه بتوان صداى نعره را از يك نقطهء معين شنيد . مانند تيررس ، يا تير پرتاب .
نياكو ، 58
به زبان سيستانى ، پدر .
واسطه ، 23 ، 98
سبب ، جهت ، علت . اين كلمه هنوز به همين معنى در هرات متداول است .
هرات رود ، 138 ، 151
نام قديمى منطقهاى شامل اوبه و شافلان در هرات .