بود ، بيرون مىآوردند . پاليدن يعنى جستجو كردن .
خانچهباد - خوانچهآباد ، 104 ، 106
ناحيهاى در بيرون شهر هرات .
خردكى ، 8
كودكى ، صباوت . اين كلمه هنوز در زبان گفتارى هرات به كار مىرود .
خطا شد ، 80
رها شد و بى جا شد . در زبان گفتارى هرات معمول است ولى بيشتر گويند : خطا خورد .
خواجه غلوه ، 21
گويا مزارى كه اكنون به خواجه كلّه معروف و در بيرون دروازهء ملك واقع است ، با همين خواجه غلوه بىارتباط نيست .
خيابان - خدابان - خيادوان ، 155
ناحيهاى در شمال هرات بر دامن كوه مختار .
جامى گويد :
نسيم روضهء فردوس اين نه بس ما را ؟ * كه در سواد هرى ساكن خيابانيم .
خيادوان - خيابان
خيسار - قلعهء خيسار ، 36
قلعهء مستحكمى در غور . مركز فرماندهى غوريان و آل كرت .
درقرا - درقره
( darqara - darqara )
، 120 ، 159
روستايى در جنوب هرات .
دروازهء برامان ، 154
دروازهاى بوده است در شمال شهر كه به سوى برامان گشوده مىشده و اكنون از اين دروازه نامى نيست و بر اين جانب تنها نام دروازهء ملك باقى است .
دروازهء ملكى ، 155
دروازهء ملك ، در شمال غرب هرات . هنوز به همين نام ياد مىشود .
دره
( dara )
، 158
شهرستانى است در فراه .
درهء باسان ( يا باشتان ؟ ) ، 78
درهاى در راه شكيبان
درهء دو برادران ، 9
اكنون دهنهء دو برادران گويند ، در انتهاى خيابان و بالاتر از كوه مختار ( كه اكنون سيد مختار گويند ) در شمال هرات ، ابتداى راه مرغاب . اين دهنه يا گردنه را دهنهء كمركلاغ نيز گويند .
دره زنگى ، 33
ناحيهاى در راه هرات - غور .
دست بيرون كردند ، 51 ، 160
دست بريدند .
دشت تلان ، 47
در حدود اسفزار . ظاهرا دشت يلان
دل مىداد ، 32 ، 106
تشويق مىكرد .
دو شاخه كرده ، 52 ، 105
نوعى مجازات ، و آن بستن سر و گردن محكوم در چوبى كه يك سر آن دو شاخه است ، مانند لا و از جايى به جايى بردن .
دولتخانهء هرات ، 164
هرچند در اينجا دولتخانه صفت ستايشى هرات است ، اين نكته در خور ذكر است كه در شمال هرات محلّى خوش آب و هوا به نام دولتخانه موقعيت دارد .