تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
بود ، بيرون مىآوردند . پاليدن يعنى جستجو كردن .

خانچه‌باد - خوانچه‌آباد ، 104 ، 106

ناحيه‌اى در بيرون شهر هرات .

خردكى ، 8

كودكى ، صباوت . اين كلمه هنوز در زبان گفتارى هرات به كار مىرود .

خطا شد ، 80

رها شد و بى جا شد . در زبان گفتارى هرات معمول است ولى بيشتر گويند : خطا خورد .

خواجه غلوه ، 21

گويا مزارى كه اكنون به خواجه كلّه معروف و در بيرون دروازهء ملك واقع است ، با همين خواجه غلوه بىارتباط نيست .

خيابان - خدابان - خيادوان ، 155

ناحيه‌اى در شمال هرات بر دامن كوه مختار . جامى گويد :
نسيم روضهء فردوس اين نه بس ما را ؟ * كه در سواد هرى ساكن خيابانيم .

خيادوان - خيابان

خيسار - قلعهء خيسار ، 36

قلعهء مستحكمى در غور . مركز فرماندهى غوريان و آل كرت .
درقرا - درقره
( darqara - darqara )
، 120 ، 159 روستايى در جنوب هرات .

دروازهء برامان ، 154

دروازه‌اى بوده است در شمال شهر كه به سوى برامان گشوده مىشده و اكنون از اين دروازه نامى نيست و بر اين جانب تنها نام دروازهء ملك باقى است .

دروازهء ملكى ، 155

دروازهء ملك ، در شمال غرب هرات . هنوز به همين نام ياد مىشود .
دره
( dara )
، 158 شهرستانى است در فراه .

درهء باسان ( يا باشتان ؟ ) ، 78

دره‌اى در راه شكيبان

درهء دو برادران ، 9

اكنون دهنهء دو برادران گويند ، در انتهاى خيابان و بالاتر از كوه مختار ( كه اكنون سيد مختار گويند ) در شمال هرات ، ابتداى راه مرغاب . اين دهنه يا گردنه را دهنهء كمركلاغ نيز گويند .

دره زنگى ، 33

ناحيه‌اى در راه هرات - غور .

دست بيرون كردند ، 51 ، 160

دست بريدند .

دشت تلان ، 47

در حدود اسفزار . ظاهرا دشت يلان

دل مىداد ، 32 ، 106

تشويق مىكرد .

دو شاخه كرده ، 52 ، 105

نوعى مجازات ، و آن بستن سر و گردن محكوم در چوبى كه يك سر آن دو شاخه است ، مانند لا و از جايى به جايى بردن .

دولت‌خانهء هرات ، 164

هرچند در اينجا دولت‌خانه صفت ستايشى هرات است ، اين نكته در خور ذكر است كه در شمال هرات محلّى خوش آب و هوا به نام دولت‌خانه موقعيت دارد .

دشت خنبه ، 77

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى ) — صفحة 175 | محمد آصف فكرت / سيف بن محمد سيفى هروى