تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤

جوغ ، 27

يوغ .

جوى آلنجان ، 32

جوى آلنجان و قريهء آلنجان به همان حال و با همان نام موجود و جزو اولسوالى انجيل هرات است . سرچشمهء جوى آلنجان را چشمهء شغال و جلوارچه گويند .
جوى سبقر
( sabqar )
، 30 سبقر دهستانى در حومهء هرات و جوى سبقر آبى كه آن دهستان را سيراب مىكند .
مزار مبارك چشت
( cist )
، 128 اكنون چشت شريف گويند . ناحيه‌اى بسيار خوش آب و هوا در شرق هرات ، بالاتر از اوبه . گروهى از عرفا - ازجمله معين الدين چشتى به آنجا منسوب‌اند .

چشتى ، 17

منسوب به چشت ، ناحيه‌اى بسيار خوش آب و هوا ، داراى مناظر طبيعى و آثار باستانى ، در شرق هرات ، بالاتر از اوبه . گروهى از عارفان مسلمان از آنجا برخاسته‌اند . چشت شريف هم گويند .

چشمهء سلوين ، 76 ، 156

در راه غور . شايد با چشمه سلمى يكى باشد . چشمه و بند سلمى در هرات معروف است .

چهار دروازهء هرات ، 9

دروازهء سرا . . . مفهوم و معلوم نشد . نام دروازهء قندز يا قهندز نيز اكنون از يادها رفته و ظاهرا دروازهء ملك جاى آن را گرفته است . جاى دروازهء فيروزآباد معلوم است امّا دروازهء آن موضع را اكنون دروازهء قندهار گويند . اكنون چهار دروازهء هرات را چنين ياد مىكنند : 1 . دروازهء خوش ، كه در عرف بيشتر دروازهء خشك گويند . در شرق هرات و هرچند كه اكنون داخل شهر است ، ولى به همان صورت قديمى ، گويند : « دم دروازهء خوش » و « بيرون دروازهء خوش » . بازارى كه از چهارسو تا اين دروازه امتداد دارد ، بازار خوش يا بازار خشك ناميده مىشود . 2 . دروازهء قندهار ، در جنوب شهر ، در محل يا نزديكى دروازهء فيروزآباد . بازار ميان اين دروازه و چهارسو را بازار قندهار گويند . 3 . دروازهء ملك ، در شمال غرب هرات ، در شمال ارگ اختيار الدين رو به خيابان هرات . بازارى را كه از چهارسو به سوى دروازه ملك كشيده شده بازار ملك گويند . اين دروازه اكنون در انتهاى بازار شهر نو واقع شده است . 4 . دروازهء عراق ، در غرب شهر هرات . بازار ميان اين دروازه و چهارسو را بازار عراق خوانند .

حايط مركتاى ، 44 ، 155

چهارديوارى متعلق به مركتاى مغول . ظاهرا همين حايط به تدريج حياط شده است .

حصر كردند ، 32

شمردند ، آمار گرفتند .

حكم‌انداز ، 78 ، 153

تيرانداز ماهر
خاست
xast ( xost )
، 39 ظاهرا خوست ، كه اكنون از شهرهاى ولايت پكتيا ، در جنوب كابل و شرق غزنى است .

خاك پالان ، 29

كسانى كه خاك و خشت خرابه‌ها را جست‌وجو مىكردند و از آن چيزهاى قابل استفاده را كه در جنگ و ويرانى زير خاك شده