( پمپ بنزين ) و آرامگاه جامى .
پل خنبه ، 76
خنبه روستايى است از بلوك آلنجان و پل خنبه در آنجاست .
پل درقره
darqara
، 152 ، 153
در قره روستايى است در هرات و پلى كه از طريق آن از شهر به درقره روند پل در قره نام دارد .
در متن چاپى همهجا در قره را در فراه ساختهاند .
پل ريگينه ، 152 ، 153
اكنون پل رگينه
ragina
تلفظ مىشود و برجاست . پلى است بر روى آب در شرق هرات ، به راه صالحآباد و نوبادان ( نبادان ، نوبادام ) و امام شش نور . در اطراف اين پل هنوز حمام و بازار و ديگر تأسيسات هست و به لحاظ آبادانى متصل به شهر است .
پيشباز ، 9
پيشواز به جاى استقبال ، در زبان مردم هرات متداول است .
تربت شيخ اسعد در دره ، 46
دره شهرستانى است در فراه و اين تربت در آنجاست .
تربت شيخ الاسلام خواجه عبد اللّه طاقى ، 104
اين آرامگاه در بيرون دروازهء خوش موجود و به خواجه طاق معروف است .
تربت شيخ عبد الرحيم در دشت تلان ، 47
ظاهرا دشت يلان .
ترت و مرت ، 41
تارومار . در زبان گفتارى هرات اكنون تيت و پر گويند .
ترغوى و تغار و نعل ، 74
عوارضى كه مغولان از مردم مىگرفتهاند .
تكيناباد و تكناباد ، 41 ، 51
شهرى بوده است ظاهرا ميان يست و قندهار .
تند ، 104
« بدان خاك ، خاكريز را تند گردانيد . » يعنى سطح آن را مايل و كج و شيبدار ساخت . اين واژه اكنون به صورت « تنده » در زبان هرات موجود است و حتى موضعى در شمال غرب شهر ، به « تندهء توپ چاشت » موجود و معروف است .
تنده زمين مسطح و هموار ولى شيبدارى كه فرود آمدن از آن به سرعت و بالا رفتن به كندى صورت پذيرد .
تولك
( tulak )
، 41 ، 165
شهرستانى در ميان هرات و غور . اولسوالى ( حاكمنشين ) است .
توى ، حصار ، 16
حصارى در فوشنج .
تير خرجى ، 76
ظاهرا تير چرخى درست است ؟
چايكان ، 32
« او را رئيس جايكان و زعيم سوقيان خواندى » . ظاهرا رئيس چابكان .
جرزوان
( gorziwan jorzewan )
، 46 ، 102
اكنون گرزوان ، ناحيه و بخش خوشمنظر و خوش آب و هوايى است ، در جنوب ولايت فارياب از همان ولايت ، در بين ميمنه و غور .
جغرتان
( jagartan )
، 20
روستايى آباد و شاداب ، از روستاهاى السوالى انجيل ولايت هرات ؛ كه جويبار آن هم به نام جوى جغرتان ياد مىشود .