توضيح پارهاى از كلمات و عبارات
آب از جوىها بينداخت ، 153 ، 698
جريان آب را بست . اكنون نيز در آغاز تابستان كه آب را براى پاك كردن جويها مىبندند ، گويند : آباندازى شده است .
آزاب يا ازاب ، 41
از وضع كنونى آن اطلاعى در دست نيست ؟
ولى صاحب روضات الجنات ، آزاب شافلان مىنويسد و شافلان شهركى است در شرق هرات كه اكنون پشتون زرغون نام دارد .
آمويه - آمو - جيحون ، 41 ، 72
رودى بزرگ ، كه آمودريا نيز گويند ، از دامنههاى هندوكش سرچشمه مىگيرد و بخش مهمى از مرز طبيعى و سياسى افغانستان را با ازبكستان و تركمنستان تشكيل مىدهد . سپس به سوى شمال و شمال غرب روان مىشود تا به درياچهء آرال مىريزد .
اسفزار
( e ( a ) sfazar )
، 41
شهرستانى است در بين فراه و هرات . اكنون شيندند نام دارد كه به زبان پشتو ترجمهء سبزوار است .
امانكوه - قلعهء اسكلجه ، 103 ، 111 ، 117
قلعهاى در جنوب غرب هرات .
انجير
( anjir )
، 27
در زبان گفتار انجير گويند و در كتابت انجيل نويسند . نام دهستانى است ( اولسوالى انجيل ) و نيز جويى است به همين نام . چون لب جوى انجيل و سر پل جوى انجيل گويند ، مراد از محلّى است بين مصلى و مزار مولوى جامى .
اوبه
( obeh )
، 7
شهركى خوش آب و هوا و كوهستانى در شرق هرات ، داراى چشمههاى آب گرم .
اوكى منسوب به اوك
( Owak )
، 57
بخشى است در فراه .
بادغيس ( - بادخيز ) ، 15 ، 23
ولايتى است در شمال غرب افغانستان ، مركزش قلعهء نو .
بادمرغان
( bay . . . - badmorjan )
، 155
اكنون در زبان گفتارى بايمرغان گويند . ناحيهء سرسبز و وسيعى است در شرق شهر هرات و داخل در شهر جديد كه در آن خانههاى مشجر و ييلاقى ساخته شده است .
باردان ، 19 ، 75
بارجامه ، جوال .
بارهء هرات ، 11
باره يا ديوار عريض گلى هرات ، هنوز در برخى از نقاط برجاست و نام آن هم بر زبانها روان است . در شمال مسجد جامع كوچهاى است كه تا بارهء شهر امتداد دارد ؛ و آن را « كوچهء باره » گويند .