تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١

توضيح پاره‌اى از كلمات و عبارات

آب از جوىها بينداخت ، 153 ، 698

جريان آب را بست . اكنون نيز در آغاز تابستان كه آب را براى پاك كردن جويها مىبندند ، گويند : آب‌اندازى شده است .

آزاب يا ازاب ، 41

از وضع كنونى آن اطلاعى در دست نيست ؟ ولى صاحب روضات الجنات ، آزاب شافلان مىنويسد و شافلان شهركى است در شرق هرات كه اكنون پشتون زرغون نام دارد .

آمويه - آمو - جيحون ، 41 ، 72

رودى بزرگ ، كه آمودريا نيز گويند ، از دامنه‌هاى هندوكش سرچشمه مىگيرد و بخش مهمى از مرز طبيعى و سياسى افغانستان را با ازبكستان و تركمنستان تشكيل مىدهد . سپس به سوى شمال و شمال غرب روان مىشود تا به درياچهء آرال مىريزد .
اسفزار
( e ( a ) sfazar )
، 41 شهرستانى است در بين فراه و هرات . اكنون شين‌دند نام دارد كه به زبان پشتو ترجمهء سبزوار است .

امان‌كوه - قلعهء اسكلجه ، 103 ، 111 ، 117

قلعه‌اى در جنوب غرب هرات .
انجير
( anjir )
، 27 در زبان گفتار انجير گويند و در كتابت انجيل نويسند . نام دهستانى است ( اولسوالى انجيل ) و نيز جويى است به همين نام . چون لب جوى انجيل و سر پل جوى انجيل گويند ، مراد از محلّى است بين مصلى و مزار مولوى جامى .
اوبه
( obeh )
، 7 شهركى خوش آب و هوا و كوهستانى در شرق هرات ، داراى چشمه‌هاى آب گرم .
اوكى منسوب به اوك
( Owak )
، 57 بخشى است در فراه .

بادغيس ( - بادخيز ) ، 15 ، 23

ولايتى است در شمال غرب افغانستان ، مركزش قلعهء نو .
بادمرغان
( bay . . . - badmorjan )
، 155 اكنون در زبان گفتارى بايمرغان گويند . ناحيهء سرسبز و وسيعى است در شرق شهر هرات و داخل در شهر جديد كه در آن خانه‌هاى مشجر و ييلاقى ساخته شده است .

باردان ، 19 ، 75

بارجامه ، جوال .

بارهء هرات ، 11

باره يا ديوار عريض گلى هرات ، هنوز در برخى از نقاط برجاست و نام آن هم بر زبانها روان است . در شمال مسجد جامع كوچه‌اى است كه تا بارهء شهر امتداد دارد ؛ و آن را « كوچهء باره » گويند .

بارو - باره