يكصد تومان مواجب از دولت قويشوكت علّيه [ ] امروز وفات يافت ، غير از خاهر و مادرى ، وارث ندارد .
جناب فخامت نصاب آقاى حاجى نصير الملك امروز در برازجان وارد شده است . تمام ماليات خود را دريافت نمود . ان شاء اللّه در پست آتيه واقعات بعد عرض خواهد . [ ]
در باب عباى شترى كه در پست گذشته عرض نمود كه ارسال گرديد ، رئيس پست در آن روز قبول دريافت و ارسال را نكردند ، اكنون انفاذ حضور مبارك گرديد . با همه ناقابلى اميدوارم به درجهء قبول برسد .
در باب مواجب خانهزاد حضرت عالى مىدانيد كه شخص بدون گذران ، قوّهء هيچ كارى را ندارد . خانهزاد بايد يك نفر در بندر عباس مخصوصا از خود بگذارم كه اخبارات آنجا را اطلاع بدهد ، خود هم در اينجا اخبارات بوشهر و دشتى و دشتستان را معروض دارد .
در اين مدّت هر كس به چاكرى بندگان حضرت عالى قلم و قدم گذاشت ، داراى همه قسم امتيازات و مواجب گرديد . خانهزاد بدون واسطه رو به درگاه فلك انتباه آورده و قدم در خدمتگزارى گذاشته ، اميدوارم كه در جرگهء غلامان محسوب گردم . سابقا امر مقرر فرموديد كه محل مواجب خودتان را در آنجا پايين بكشيد تا برقرار شود . اكنون حكومت بوشهر از راه محبت به خانهزاد و بندهگى كه به حضور مبارك دارد ، قبول نموده كه محلى را بدهد ، قدر مواجب را خواسته است كه محل را معين دارد .
بندگان حضرت عالى هزار مثل خانهزاد را صاحب نان فرمودهاند ، چه شود كه هماى اوج سعادت اين مرحمت بر فرق خانهزاد سايهگستر شود كه ان شاء اللّه همين معنى مايهء رستگارى [ ] باشد ، ضررى به دولت ابدمدّت نمىرسد و خانهزاد هم صاحب لقمهنانى گشته ، باقى بسته به فضل خدا و مرحمت حضرتعالى است . زياده جسارت نكرد .
سند شمارهء ( 305 ) مورخ : غرهء صفر 1302 ق . / 1884 م . از : كارگزارى خارجهء فارس به : وزارت امور خارجه
قربان حضور مهر ظهور مبارك شوم .
انشاء اللّه تعالى وجود مبارك را به جهت خدّام و نوكران هميشه با شوكت و اقبال و صحّت و استقامت مستدام و برقرار بدارد كه مايهء اميدوارى همهء خدمتگذاران است .
چون بر چاكر لازم است كه همواره به عرايض ، خود را متذكّر خاطر مرحمت ذخاير جنابعالى مد ظّله العالى ساخته كه خدّام واقعى و خدمتگزار حقيقى را از خاطر مهر اثر محو نفرماييد . به حمد اللّه التعالى در خدمات راجعه به خود جدّ و جهد وافى به عمل آورده و بر خلاف سابق به حمد اللّه همگى تبعهء دولت عليّهء و رعاياى خارجه از مراقبت و اهتمامات لازمه ، آسودهخاطر مشغول دعاگويى وجود مبارك مىباشند و تا به حال از فضل الهى و توجهات بىكران جناب جلالتمآب عالى مد ظله العالى منقصى در جواب و سؤال وارده و قواعد و قانون محاوره ، بىنظمى پديد نيامده . من بعد نيز اميدوار به خدا و مرحمت خداوند است كه بهتر و بيشتر از اين ، نظم كاملى حاصل آيد كه از اين رهگذر خاطر مبارك آسوده باشد .
زياده جسارت است . ايام مرحمت و اقبال مستدام باد برب العباد .
تصدّقت گردم . مقرب الحضرت الخاقانيه ميرزا اسماعيل خان ، كارگزار عباسى ، مدتى است در ماه ذيحجة الحرام از شيراز رفته و روانهء محل مأموريت گرديد كه با توجه و اقبال جنابعالى مشغول خدمات محوله شود .
برات مواجب مقرب الخاقان ميرزا عبد الوهاب خان نايب الوزاره تاكنون كه غّرهء شهر صفر است ، نرسيده . يك جا مطالبه طلبكار و يك جا بىگذرانى . آن بيچاره مكّرر هم جسارت و مبادرت به عرض نموده به جوابى سرافراز نگرديده . ايام عزّت و اقبال مستدام باد . فى غّرهء صفر 1302 .
سند شمارهء ( 306 ) مورخ : 18 ذيقعدهء 1302 ق . / 1885 م . از : كارگزارى بندر عباس به : وزارت امور خارجه
هو اللّه تعالى
لازم گرديد مجملى از تفصيل خدمت سركار مزاحم گردد .
در بندر عباسى دعاوى تجارتى كه واقع مىشود فيما بين تبعهء خارجه و داخله و لازم مىآيد به تصديق دو نفر تجار . به حكومت اظهار مىشود ، جواب مىگويد خودتان تجّار را احضار نماييد . از كارگزارى به تجّار اطلاع داده مىشود ، جواب مىگويند : ماها از وزير تجارت اذن نداريم كه در مجلس كارگزارى حاضر بشويم . براى تصديق تبعهء خارجه و داخله را بفرستيد به مجلس تجارت تا اينكه به طور تجارت تصديقى در حق طرفين نمايند . فدوى هم كه به اين موضوع مرتكب خلاف نخواهم شد كه خداى نكرده مسئول شوم .
مستدعى است كه حكم اكيدى از نواب مستطاب و الا ملك آرا صادر شود خطاب به حضرات تجّار عباسى كه هر وقت شماها را براى تصديق در مجلس كارگزارى احضار مىنمايند ، بدون مسامحه برويد .
18 شهر ذيقعدهء احتمالا 1302 .