حاجى احمد خان ظاهرا در صورت بودن ماليات همان مبلغ متقبلى حاجى احمد خان جهتى نداشته كه از او گرفته شود و به اين داده شود و ترجيحى شيخ سعيد قطعا بر حاجى احمد خان نداشته است يا آنكه ملاحظهء ديگر فرمودهاند آن امرى است عليحده . در اين حال اگر زيادتى بر سى هزار تومان نشده است به كجا تشخيص آن دارد كه نظر مبارك باشد . اگر به همين مبلغها كه بود واگذار به شيخ سعيد شده ، گذشته از آنكه مناسب شأن دولت نيست كه هر روزى دست كسى واگذار امر خود را نمايد ، ضررى هم هست كه بلاجهت وارد آمده است .
اگر قسمى شد كه امر آنجا را رجوع به فدوى فرمايند از بخت بلند اعليحضرت شهريارى و مرحمت جناب جلالتمآب بندگان خداوندگارى اميدوار است كه در صورت انتزاع از حكومت فارس به اين حالتى كه همان ماليات خود را بگيرد بتواند در اين تغيير همين قدر كه مقرر شود با فلان كس است خدمتى به دولت نمايد كه از آن مبلغ زياد شود و گنجايش هم دارد . امر ، امر جناب جلالتمآب است . فى 26 شهر جمادى الثانيهء 1286 .
سند شمارهء ( 238 ) مورخ : 11 رجب 1286 ق . / 1869 م . از : رونالد تامسون ، شارژ دافر سفارت انگليس « 1 » به : ميرزا جان منشى سفارت انگليس در تهران « 2 »
جناب شارژ دافر طامسن صاحب به عاليجاه مجدت و نجدت همراه ميرزا جان .
زحمت بكشيد و جناب وزير دول خارجه را مجددا ملاقات كرده اظهار داريد كه به اعتقاد من نصير الملك نه تنها تقصير داشته است در اينكه بگذارد عملهء جهاز ولهوزى را بگيرند بدون آنكه بداند كه بودهاند كه رفتار بعد او هم خلاف بوده در اينكه فى الفور مراتب را به عاليجاه كرنل پلى حالى نكرده و عذر نخواسته است . در اين قدر صبر و تأمل نمودن ، جميع نتايج بر عهدهء شخص خود اوست .
با اين احوال دوستدار خود را محق نمىداند كه ترضيهء ديگرى قبول نمايد مگر آنچه ديروز به شما اظهار داشت و كرنل پلى هم غير آن را قبول نخواهد كرد .
اشخاصى را كه گرفته و به شدّت مجروح كردند عملهء يك جهاز متعارف انگليس نبودند ولى عملهء كشتى جنگى دولت انگليس هستند و اين يك فقرهء بسيار اهمّ و عمده مىباشد . تا به حال را اولياى دولت ايران با كمال خوبى در اين مسئله رفتار كردهاند و اين فقره را من مشروحا به اطلاع اولياى دولت متبوعهء خود خواهم رسانيد لهذا مناسب آن است كه به همان طورى كه از به دو حركت كردهاند تا آخر هم بيايند به طورى كه ترضيهء كامله به دولت انگليس داده شود . هيچ روزى را نبايد براى رفتن حاكم ابوشهر به ديدن باليوز معين كرد . بايد به او دستور العمل داده شود كه به هر زودى كه ممكن است از باليوز ديدن نمايد و عذرخواهى و دلجويى كند . بدون اين فقره ، ترضيه را نمىتوان كافى و كامل دانست .
از اين گذشته لزومى هم ندارد كه قيد شود از حاكم به چه قسم پذيرايى خواهد شد چرا كه من خوب اطلاع دارم كه كرنل پلى ايشان را با مهربانى و حرمتى كه در خور شأن ايشان است پذيرايى خواهد كرد و از براى بازديد هم من مىتوانم تعهّدى بنمايم ولى گمان مىكنم كه باليوز صاحب قرار مراودهء خود را با نصير الملك بدرجه خواهد گذارد كه كمال دوستى حاصل باشد و بدين سبب بعد از آنكه عذرخواهى به عمل آمده است در بازديد نمودن كوتاهى و دفع الوقت نخواهد كرد . البته مىبايد رئيس نظامى ساخلوى ابوشهر از باليوز ديدن نمايد چه سرتيپ و چه سرهنگ و چه ياور .
زحمت كشيده سعى كنيد كه اين امر را بلا معطلى به اتمام برسانند چرا كه بايد فرصت آن را داشته باشم كه به ابوشهر تلگراف نمايم و قبل از روز چهارشنبه كه چاپار دولتى ما مىرود ، جواب از بندر ابوشهر تحصيل نمايم كه ترضيهء مقرر شده كاملا به عمل آمده است .
زياده زحمتى ندارد . تحريرا فى يازدهم شهر رجب المرجب سنهء 1286 .
محل دستخط رانلد طامسن .
[ حاشيهء سمت راست سند ] ترجمه صحيح است . [ مهر ]
سند شمارهء ( 239 ) مورخ : 24 شعبان 1286 ق . / 1869 م . از : احتمالا « كارگزار ايران در بمبئى » به : كارگزارى بندر عباس
هو
خداوندگارا !
اگر از جانب دولت اذن داده شود فدوى و مقرب الخاقان آقا خان ، سيد تركى را در اينجا ديده و ملاقات كرده از بابت بندر عباسى تنخواه و جمعيت داده به مسقط برود و تسخير نمايد ، بسيار سهل است و انشاء اللّه تعالى انجام داده خواهد شد . چرا بايد در تصرف ديگران باشد ؟
چندى كه گذشت كار فدوى مشكل مىشود . اگر مقرر فرمايند بالفعل از بخت بلند اعليحضرت قدرقدرت شهريارى روحى فداه بسيار سهل انجامپذير مىشود و بعد از تسخير مسقط آنچه مخارج بود سيد تركى
هامش
( 1 ) . براساس كتاب لوريمر از 8 فوريه تا 13 سپتامبر 1863 / 1280 و 8 مى 1869 / 1286 ق . تا آوريل 1870 / 1287 ق .
( 2 ) . براساس سند 185 به تاريخ 1285