از گمرك بىاخذ عشور هر قدر اظهار و اصرار نمود ، اعتنايى نكردند . از همه چيز كه دستش كوتاه شد خواست كه از تركى وكالتنامچه به اسم خودش گرفته ميان عمّ و برادرزاده را به اقتضاى وقت صلحى داده به وكالت هر دو آنها با كاركنان انگليسى حرف بزند و شايد به آن وسيله كارى از پيش ببرد . صيد تركى راضى نشد و حاجى احمد مانده در كمال يأس و حرمان به بندر عباسى معاودت نمود و كنون در اينجا مشهور است كه ميرزا عبد اللّه كنگانى را كه به اعتقاد اهالى عباسى ظاهرا به اسم كارگزارى از طرف حكمرانى فارس در بندر است و باطنا مخلص و خدمتگزار اعراب ، صيد سالم و حاجى احمد [ ]
كارگزاران فارس لشگر و اسباب جنگ گرفته به جهت فتح مسقط بياورد .
29 شهر شعبان المعظم 85 [ 12 ] .
سند شمارهء ( 224 ) مورخ : 10 رمضان 1285 ق . / 1868 م . از : كارگزار خارجهء فارس به : وزارت امور خارجه
در باب يك هزار تومان بندر عباسى كه رقمزد فرموده بودند ، شرحى به مقرب الخاقان مشير الملك مرقوم شده است به موقع ضرورت به معزى اليه داده شود ، گويا فراموش شده در پاكت نگذارده بودند .
انشاء اللّه با چاپار آتيه انفاد فرمايند .
على الظاهر كه حاجى احمد خان كمال مراقبت در فرستادن وجوه مالياتى به عمل آورده و چنين به نظر مىآيد كه خود مايل به قبول وجوه ديوانى آنجا هست . چنانچه آن دفعه هم حالت مشار اليه عرض شده بود كه با عيال و اولاد به بندر ابوشهر آمده بود كه به شيراز بيايد و به خلاف آنچه در حق او گفته بودند كه مايل به تبعيت دولت انگليس است ، معمول دارد و به كلى خود را از آن تهمت برى و عرى دارد . آن بود كه پاى جناب صيد سالم ، امام مسقط و آن تفصيلات به ميان آمد و آن قسم گذشت . حالا هم به هر قسم كه نواب مستطاب و الا حسام السلطنه بخواهند در رفع آن تهمت ايستاده و آماده است و عرضش اين است كه چه حكايت است كه در خدمت اولياى دولت علّيه از باب غرض بىجايى سعايت مىنمايند و تهمتى بر بىگناهى مىبندند . بعد از آنكه به تحقيق خيانت و خلاف آنها واضح و ظاهر مىشود ، ديگر به هيچ وجه متعرض خائن و گويندهء خلاف نمىشوند ، باز رجوع به او مىنمايند و گوش به سخن او مىدهند . اين است كه ابدا در خلافگويى و تهمت واهمه ندارند . هرگاه يك نفر و دو نفر را به عقوبت خيانت گرفتار نمايند ، كمال آسودگى در امورات دولت و مملكت براى اولياى دولت علّيه حاصل خواهد شد و هيچ وقت پريشانى حواس و خيال نخواهند داشت . فى الواقع عرض درستى است . اين بنده متحيرم در جواب اين فقره به مشار اليه چه بنويسم . زياده جسارت ننمود . فى 10 شهر رمضان المبارك سنهء 1285 عرض شده است .
[ حاشيهء چپ سند ] رئيس اين دفعه آن كاغذ را به ملاحظهء من رسانده ، براى ميرزا محمد على خان بفرستد .
سند شمارهء ( 225 ) مورخ : 10 رمضان 1285 ق . / 1868 م . از : كارگزار خارجهء فارس به : وزارت امور خارجه
تعليقهجات مرحمت آيات مورخهء هفدهم شهر شعبان المعظم به افتخارم شرف وصول ارزانى داشت . در باب كارهاى تلغرافچيان مقيم شيراز و رجوع به اين بنده كه رقم زد فرموده بودند ، دستخط همايونى شرف صدور يافته است ، بلى جناب مستطاب آقا هم خدمت نواب اشرف و الا حسام السلطنه تلغراف فرموده بودند و تفصيل را با چاپار بيستم شهر شعبان المعظم عرض نموده بودم ، البته رسيده است و آگاهى حاصل فرمودهايد . ديگر گفتوشنود و سؤال و جوابى در آن باب نشده و به حالها باقى است .
اما فقرهء بندر عباسى برحسب امر همايون ظل اللّه روحى و روح العالمين فداه جناب امين الدوله تلغراف به نواب مستطاب و الا حسام السلطنه نموده بودند كه به صلاح و صوابديد ايشان اعم از ضبط يا نحو ديگر واگذار فرمودهاند . على الحساب نواب و الا هم عاليجاه ميرزا عبد اللّه را مراجعت دادهاند و دستور العمل دادهاند كه به ورود آنجا حالات جناب صيد سالم ، امام مسقط ، و اعراب آن سامان و اقتضاى وقت را از روى بصيرت و آگاهى اطلاع حاصل نموده به زودى بنويسد كه انشاء اللّه تعالى به هر نحو مقتضى آيد در انتظام عمل آنجا اقدام فرمايند .
عاليجاه حاجى احمد خان هم چنانچه سابقا عرض شد ورود خود را به بندر عباسى اطلاع داده بود . مبلغ دو هزار تومان به ورود آنجا از بابت ماليات قراردادى ، برات تجارتى فرستاده بود . چهار هزار تومان هم اين دو روزه نيز با تلغراف اطلاع داده است كه به بندر ابوشهر فرستاده و اين شش هزار تومان را قبل از ورود آقا محمد باقر ، نايب فراشخانهء نواب و الا ، كه سابقا عرض شده بود به جهت وصول باقى مالياتى مأمور و روانه شد ، فرستاده است . على الظاهر انشاء اللّه منقصتى در وصول ماليات و انتظام عمل آن بندر واقع نشود . نواب و الا هم كمال مراقبت دارند . بعد به هر نحو قرار شود مفصلا معروض خواهد داشت .
زياده جسارت ننمود . فى 10 شهر رمضان المبارك سنهء 1285 عرض شده است .