تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
[ حاشيهء سمت چپ سند ] حالا كه مقام حاجت حاجى احمد خان است مىتوانيد مطالب عقب ماندهء خود را هم با او تمام نماييد .

سند شمارهء ( 226 ) مورخ : رمضان 1285 ق . / 1868 م . از : ميرزا عبد اللّه روزنامه‌نويس در مسقط

هو جهاز آتشى مأمور سيم تلگرافى كه اين بنده از بوشهر سوار شده ، مسمى به غرويج ، كپتان استيف نام بود . چون مقابل جزيرهء هنجام رسيد ، از عاليجاه كپتان مشار اليه خواهش نمودم به جزيرهء قشم برود ، مضايقه ننمود و به قشم آمد . لوازم احترام هم به عمل آورد . به محض اينكه پياده شدم ، بدون درنگ معاودت به صوب مأموريت خود نمود . محض اظهار رضانامه از عاليجاه كپتان استيف برحسب مأموريت دولتى جسارت به عرض نمود . ايام مرحمت مستدام باد . فى شهر رمضان المبارك سنهء 1285 . [ حاشيهء سند ] كاغذ ميرزا عبد اللّه روزنامه‌نويس در مسقط به بندر عباسى .

سند شمارهء ( 227 ) مورخ : 13 رمضان 1285 ق . / 1868 م . از : كارپرداز ايران در بمبئى به : وزارت امور خارجه

هو امور مسقط الان كماكان است . عزّان بن قيس عجالة الوقت در مسقط به استقلال تمام مشغول حكمرانى [ است . ] قلاع سور و جعلان را كه از توابع مسقط و اهالى آنجا در اطاعت و انقياد ، دفع الوقت و تسامح مىنمودند ، خود عزّان رفته همهء آنها را به قيد اطاعت درآورد . شيخ سعيد كه سابقا حاكم بندر عباسى بود و به سعايت حاجى احمد ، صيد سالم او را معزول ساخت كنون از طرف عزّان بن قيس به بمبئى آمده كه تمهيد اساس محكمى به جهت استحكام بنيان حكومت عزّان با كارگزاران دولت انگليس نمايد . صيد تركى هم منتظر و مترصد حصول اجازه از كارگزاران دولت انگليس است كه به تقويت حضرات شايد كارى از پيش ببرد . صيد سالم در قشم باطنا به دستور العمل بيلى حركت مىكند و به جمع‌آورى لشكر مشغول است . از طايفهء بلوچ و اهالى ميناب و عوض و غيره و از اهالى عمان هم معدودى به دور خود جمع كرده و پيش زايد بن خليفه ، شيخ [ ] رفته كه از آن هم استمالت و استغاثتى نموده با استعدادى كه در نظر دارد عازم جنگ عزّان و تصرف مسقط شود . حاجى احمد هم در بندر عباسى بوده و به اقتضاى صرفهء خودش با سالم به طور ظاهردارى حركت مىكرده است و كنون همهء مداخل و منافع و قوت لشكرى صيد سالم و حاجى احمد و اخراجات آنها بسته به مداخل بندر عباس و توابع است . گمرك عباسى را به يك نفر هندويى داده و مبلغى بلكه به قدر مداخل ساليانه خود به اسم مساعده از او گرفته‌اند . عجالة الوقت كارشان در كمال اغتشاش و پريشانى است و جمعى از بندر نوشته بودند كه كارگزاران فارس اطلاع درستى از حقيقت كار صيد سالم ندارند و هر چه ميرزا عبد اللّه كنگانى كه مدتها است در باطن با حضرات متفق است مىنويسد و مىگويد معتبر مىدانند . از اين نحو بىخبرى كارگزاران فارس و حالت پريشانى سالم و تقلب حاجى احمد به هيچ‌وجه مستبعد نيست كه بالمآل خداى نخواسته نكثى در وجه اجارهء بندر پيدا شده ضرر و خسارت به ديوان برسد . اگر تعجيلى در ضبط و تصرف بندر شود به قسمهايى كه در عريضجات قبل مكرر عرض شده خيلى به جا و به موقع خواهد بود . با وجود آنكه بندگان جناب عالى مرقوم فرموده بودند مأمور مخصوصى مأمور بندر شده ، باز چرا اين پسرهء كنگانى كه نوكر حاجى هاشم نمازى بود در بمبئى و به اجماع جميع اهالى بندر با اعراب باطنا متفق است ، متصدى امور بندر است . اگر مقرب الخاقان مشير الملك را ميلى با او هست ، مملكت فارس هم وسيع است ، خدمت ديگر رجوع فرمايند . بالجمله از قرارى كه در اينجا مشهور است ، عزّان هم خيال دارد به جهت اجارهء عباسى معتمدى به فارس بفرستند . آنچه از روى حقيقت تحقيق شده بود ، محض دولتخواهى به عرض رسانيد . به تاريخ 13 رمضان المبارك 1285 .

سند شمارهء ( 228 ) مورخ : 27 رمضان 1285 ق . / 1868 م . از : كارپردازى ايران در بمبئى به : وزارت امور خارجه

هو اوضاع مسقط به نحوى است كه در عريضهء مورخهء 13 شهر حال عرض شده . شيخ سعيد كه از طرف عزّان بن قيس ، امام حال مسقط ، به سفارت آمده بود اعتنايى به او نشد . لهذا نوشتجاتى كه به جهت كورنر بمبئى همراه داشت فرستاده ، خودش معجلا به تاريخ 13 شهر حال معاودت به مسقط نموده . از قرارى كه از شخص معتبرى مسموع شد دو طغرا نوشته همراه شيخ سعيد بوده است .