تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧

سند شمارهء ( 191 ) مورخ : « 1 » 1285 ق . / 1869 - 1868 م . از : كارگزارى بوشهر به : وزارت امور خارجه

هو خدايگانا فدايت شوم . ديروز كه يوم عيد صيام بود جهت اداى وظايف دعاگويى و ثناخوانى ذات كامل الصفات اعليحضرت قدرقدرت قويشوكت اقدس همايون شاهنشاهى خلد اللّه ملكه و ارواحنا فداه و بقاى عزت و حشمت و عظمت جناب جلالتمآب اجل اشرف ارفع امجد افخم صدر اعظم دام مجده و شوكته العالى جميع نوكران ديوانى از قبيل عاليجاهان محمد عليخان سرتيپ فوج قراچه‌داغى و مهديخان قاجار سرهنگ فوج نهاوندى و اين اقل چاكران و على سلطان صاحب‌منصب توپخانهء مباركه و ميرزا محمود خان و ساير در خدمت عاليجاه مقرب الخاقان حاجى قوام حاضر شده افواج مأمور تمامى آراسته مشغول نواختن موزيكان و طبل و شيپور شدند و توپهاى رعدآواى دولتى و لوله در اركان بحر و برّ انداختند و بيرق شير و خورشيد دولت علّيه را هم بر دار العلم افراختند . عاليجاه باليوز دولت انگليس هم به اقتضاى قاعده‌دانى و حسن سلوك متابعت كرده ، بيرق دولت خود را بلند كرده الحق اين باليوز هيچ نسبتى به باليوز سابقه ندارد . زياد خوش حركات است . امروز كه دويم ماه است ، جهاز آتشى از ممبئى هشت روز آمد و سحر كرد . هرگز نشد كه جهازات آتشى هشت روزه بتواند بيايد . عاليجاه ميرزا صادق شروحى عرضه داشت . اينك در جوف انفاد شيراز مىنمايد كه سركار مقرب الخاقان قبله‌گاهى شجاع الملك روانه دارند . در 25 رمضان هم شروحى معروض داشته نزد شجاع الملك فرستاد . در آن ذريعه‌جات عرض كرده بود كه پس از اين احكامات ممبئى را از راه اسلامبول روانه فرمايند كه ديگر به واسطهء بىموسمى ، بغله‌جات تبعهء دولت علّيه آمد و شد نخواهد نمود . حال معروض مىدارد كه امساله به خلاف سالهاى سابقه ، جهازات انگليس على الاتصال آمد و رفت دارند . اگر اجازه باشد كه احكام را در جوف خطوط تجار بفرستد ، مسير است كه روانه دارد . در باب انتظام و امنيت اينجا و بنادرات خاطرجمع‌اند كه به حمد اللّه عيب و نقصى ندارد . نوكران مأموره هم خيلى به قاعده حركت مىكنند و رعيت كمال آسودگى دارند . بندر عباسى را هم از قرار نوشتهء ملك التجار در 11 رمضان به امام مسقط كماكان واگذار كردند . نوكر ساخلو آنجا بيرون آمده و به پسر امام مسقط وارد شد . يكى از جهازات شراعى انگليسيه هم به اشارات باليوز مأمور به گردش شده دو نفر نايب هم از عاليجاه ميرزا محمود خان با خود بردند . ديگر تازه كه مستلزم عرض و اخبار باشد رو نداده . انشاء اللّه عمر و عزت و اقبال سركار برقرار باد .

سند شمارهء ( 192 ) مورخ : « 2 » 1285 ق . / 1869 - 1868 م . از : احتمالا « كارگزارى فارس » به : وزارت امور خارجه

فدايت شوم . بعد از ورود به شيراز اطلاعاتى كه در باب بندر عباسى و امام مسقط فدوى حاصل نمود . از اين قرار است كه چندى قبل عزّان بن قيس ، خالوى امام مسقط ، با جمعيتى بر سر مسقط آمده [ ] قهرا مسقط را گرفته ، صيد سالم در برجى متحصن شده ، پس از يأس كلى و ملاحظهء شكست فاحش از خالوى خود ، الان خواسته كه عيال خود را سالما برداشته از مسقط بيرون رود . [ ] او مقبول شده صيد سالم با عيال صفر الكف رضيت من الكتيبة بالسلامة بيرون آمده به جزيرهء قشم رفته است و اكنون در جزيرهء قشم از قرارى كه در شيراز مذكور مىشود ، مشغول تهيّه و تدارك و به دست آوردن جهاز و استعداد مراجعت است و در بندر عباسى اين اوقات كسى را ندارد و فى الواقع دست او از بندر عباسى نيز كوتاه شده ، هشت هزار تومان از بابت وجه اجارهء هذه السنهء بندر عباسى باقى مانده ، نواب مستطاب و الا قبل از ورود فدوى ، محمد باقر ، نايب فراشخانهء خودشان ، را به جهت تحصيل وجه باقى فرستاده‌اند و ميرزا عبد اللّه را به مدد راهنماى او قرار داده به همراه او روانه فرموده‌اند . هنوز خبرى از آنها نرسيده است . آنچه به نظر فدوى مىآيد براى تصرف بندر عباسى وقتى بهتر از حالا به دست نمىآيد زيرا كه به هيچ وجه معاند و معارضى در مقابل نيست و امام مسقط پريشان و بىسامان گرفتار كار خود مىباشد . مشروط بر اينكه حاكم بىحساب و پرطمعى در به دو امر تعيين نشود كه اهالى و سكنهء آنجا را متنفر و روگردان كند . احتمال مىرود كه نواب مستطاب و الا از هر جهت به فرستادن فدوى قناعت بفرمايند و حاكمى ديگر مأمور نفرمايند . اگر اين قسم باشد ، اميدوارم از سلوك خوب و [ ] عمل امام مسقط خدمتى در خاك پاى همايون روحنا فداه بكنم كه اسباب روسفيدى جناب عالى باشد و اگر ديگرى معيّن شد ، فدوى اسباب زحمت خواهد بود . تا مرحمت بندگان عالى چه اقتضا كند . به جهت اطلاع جسارت شد . امركم الباقى مطاع .
هامش
( 1 ) . براساس اسناد ديگر تعيين شد . ( 2 ) . براساس تاريخ مسقط و عمان ، بحرين و قطر ، پيشين ، ص 157 .
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 297 | حسن حبيبى / محمد باقر وثوقى