تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
كار وزير مختار را ملاقات نماييد كه مىخواهد جواب بنويسد . بعد گفت : فقره هم دوستانه از شما خواهش مىكنم . دو نفر تبعهء انگليس چند سال است در قورخانهء دولت علّيهء ايران خدمت مىكنند و گويا به طورى كه منظور اولياى دولت است ، خدمت كرده و دقيقه از خدمات لازمه فروگذار ننموده‌اند كه مكرّر كارهاى آنها به عرض حضور مبارك رسيده و اظهار رضامندى فرموده‌اند . از قرارى كه مىگويند انقضاى قرارنامهء آنها نزديك است . اين مواجبى هم كه سابق به آنها مرحمت مىشد كفايت گذران آنها را نمىكند . عريضه به خاك پاى همايون عرض كرده‌اند پيش شما مىآورند . خواهش دوستانه مىكنم به عرض حضور مهر ظهور مبارك برسانيد . دولت ايران چندين نفر مهندس فرانسه و استادها از بعضى دول آوردند ، خدمات آنها را ديدند . خدمت اين دو نفر را هم ديده‌اند . هرطور رأى جهان‌آراى همايون نظر به خدمات آنها اقتضا نمايد ، مرحمت ملوكانه دربارهء آنها خواهند فرمود . امروز صبح آن دو نفر به منزل فدوى آمده ، عريضهء خودشان را با صورت قرارنامهء سابق و قرارنامه كه بعد نوشته شود ، آوردند حاضر است اگر مىفرمايد به عرض برساند . [ امضا ] [ بالاى سند ] 85 [ 12 ] .

سند شمارهء ( 190 ) مورخ : 3 ربيع الاول 1285 ق . / 1868 م . از : حكومت فارس ( حسام السلطنه ) به : وزارت امور خارجه

[ نشان شير و خورشيد ] مخابرهء تلگرافى دولت علّيهء ايران 3 ربيع الاول سنهء 1285 جواب مطالبى كه حاشيهء آن به دستخط مبارك مزّين شده بود . نگاهدارى بندر عباس و شميل و ميناب ممكن است . اعراب قابل آن نيستند كه بندر را از دست تفنگچيان لارى بگيرند و مداخله در شميل و ميناب كنند ، اما چند ماهى بار تجارتى را ممانعت خواهند كرد كه به بندر عباس نياورند و عشور آنجا لامحاله حاصل نمىشود . ماليات شميل و ميناب وصول مىشود ليكن بايد از آنها امسال در ماليات رعايت كرد تا عمل بندر عباس خراج [ رواج ] بگيرد . جزاير را احتمال مىرود تصرف كنند لكن اهل قشم به آدم امام مسقط گفته بودند كه ما در پهلوى بندر عباس كه هستيم نمىتوانيم مخالفت كنيم . با شما هم مخالف نيستيم . شما هر وقت چارهء بندر عباس را كرديد ما براى خدمت حاضريم . مدّتى است كه آدم امام مسقط به اطراف دست انداخته است و مىخواهد نوكر بگيرد و به تطميع و مواجب زياد ، بسيار كم از اهالى عمان او را اجابت كرده‌اند . به بحرين هم دوباره حاجى احمد رفته به اذن باليوز و از آنجاها خيال گرفتن نوكر دارد ، اما به نظر بسيار مشكل است . بر فرض محال كه امام مسقط بندر عباس را كه حالا از گرما معدود قليلى در آنجاست و اكثر خانوار و سكنهء آنجا متفرق هستند ، تفنگچى لارى را شكست بدهد و آنجا را تصرف كند ، اول ميزان كه خانوار به بندر جمع مىشود ، سرباز و جمعيت بر آنها هجوم خواهند آورد و پدرشان را خواهند سوزانيد و متصّرف خواهند شد . اعراب در سفر سابق از نوكر دولتى چنان صدمه نخورده‌اند و نترسيده‌اند كه خود را مقابل قشون دولتى وادارند . اين اسبابها را باليوز پاى كار مىآورد . اكثر [ ] است . تلگراف به من كرده بود كه ده روز ديگر با حاجى احمد وارد شيراز مىشويم . من هم جواب دادم كه بسيار شوق ملاقات شما را دارم و انتظار مىكشم . حالا حوصله كنيد تا من باز فكر بكنم . باليوز هم وارد بشود . اولياى دولت هر چه بتوانند دو جهاز بخرند آن وقت من جواب بحريهء امام مسقط را اگر ندادم ، مرا در همان جهاز غرق دريا بفرمايند . از دولت انگليس جهاز نمىفروشند ، دول ديگر دارند و مىفروشند . در باب ابتياع جهاز شخص خودم از باليوز خواهش كرده بودم . جوابى نوشته بود كه امروز با چاپار روانه كردم كه به نظر مبارك مىرسانند . چون تا ورود باليوز و حاجى احمد فرصت داريم ، شما هم فكرى بكنيد من هم فكر مىكنم و انشاء اللّه كارى نمىشود كه مايهء شكست دولت علّيه بشود . [ ج ، جواب جناب وزير است به حسام السلطنه ] از بابت حفظ بندر و شميل و ميناب و سواحل خشكى دولت ، از قرار اين تلگراف خاطر همايون را آسوده كرديد زيرا كه عمدهء ملاحظهء رأى همايون ، اطمينان از محافظت بنادر است . اما اينكه باليوز انگليس را اجازه داده‌ايد با فرستادهء امام مسقط به شيراز بيايد ، مايهء خيال شد چرا كه توسط انگليس در كارهاى بندر عباس و توابع هيچ وقت در نزد دولت مقبول نشده است . حالا اگر بعد از آمدن باليوز به شيراز فرضا مصلحت را مقتضى ديديد كه باز قرارى با امام مسقط بدهيد ، در اين صورت توسط و دخالت انگليس را لازم خواهد داشت و اين قدر بدانند كه اگر فرضا معامله با امام مسقط شدنى هم باشد با وجود مداخلهء آنها محال است . جواب ، من كه نخواسته بودم باليوز را ، خودش نوشته است كه با حاجى احمد ده روز بعد وارد شيراز مىشويم . من هم گفتم بسيار خوب ، حاجى احمد بيايد و اينجا معطلى بكشد و مماطله‌ها واقع شود . هزار عذر هست كه به او مىتوان گفت و به دفع الوقت گذراند تا گرمى هواى بندر عباس قدرى كم شود . حوصله بايد كرد تا باليوز بيايد ، بعد ديده شود كه او چه مىگويد . هر چه بگويد عرض حضور همايون مىشود . هر چه فرمودند از آن قرار رفتار خواهد شد . حسام السلطنه . [ مهر تلگرافخانهء مباركه ] [ حاشيهء سند : ] با حاجى احمد پس از آن هر چه صلاح باشد عرض مىكنم . تا جان دارم نمىگذارم امام مسقط مسلّط بندر عباس بشود .