خارجه زحمت داده بودم كه التفاتى فرمايند به سبب اينكه منفعت در عمل بندر عباسى نداريم و هر چه بوده است به ديوان اعلى مىرسد مواجب ميرزا عبد اللّه را به خرج نياوردند . جناب ايشان كار را محكمتر نمودند و فرمان مبارك صادر فرمودند كه لابدا بايست كارسازى نماييم .
عرض نمودم چون چند سال است كه به همين قرار حكام قبل رسانيدهاند ، مستحكم شده است و خلاف آن را از پيشگاه حضور همايون استدعا نمودن مشكل است و الّا هر نوع خواهش كه از جانب سركار شما خدمت جناب ايشان اظهار شود البته لازمهء يك جهتى و اتحاد را به عمل خواهند آورد ولى الى حال تحرير عريضه التفات نفرمودهاند .
انشاء اللّه دريافت خواهد شد و بعد معروض خواهد داشت .
زياده جسارت ننمود . ايام مرحمت مستدام باد . فى 5 شهر رجب المرجب 1281 عرض شده است .
[ حاشيهء بين سطر سوم و چهارم سند : ] به جهت معالجهء سه ماهه مرخصى عيب ندارد . آدمى در غياب خود بگذارد .
سند شمارهء ( 108 ) مورخ : 14 رجب 1281 ق . / 1864 م . به : وزارت امور خارجه
هو
خداوندگارا فدايت شوم .
اولا در باب شانزده هزار تومان ماليات ديوانى الى حال كه عشر اول رجب المرجب است ، دوازده هزار تومان نقد به كارگزاران نواب مستطاب اشرف و الا شاهنشاهزادهء اعظم يمين الدوله روحى فداه و جناب مؤتمن السلطان قوام الدوله رسانيده .
ثانيا در باب يك هزار تومان قراردادى صيد ثوينى ، امام مسقط ، اگرچه مخصوصا آن را مأخوذ نكرده و از بابت هذه السنه سيچقان ئيل نگرفتهام ، ليكن به مقتضاى جاننثارى خواستم كه رسوم چاكرى خود را ظاهر ساخته ، خدمتى كرده باشم . لهذا از تجّار تنخواهى قرض كرده كه انشاء اللّه بعد به آنها رد خواهد شد و چون منظور فدوى اين بود كه به اولين وسيله وجه مزبور را انفاد دارم ، مبلغ پانصد تومان [ به خط سياق ] برات تجارتى به حوالهء كرمان خدمت جناب امير الامراء العظام وكيل الملك فرستاده كه تبديل به صحابت چاپاران انفاد دارند . انشاء اللّه تعالى مبلغ مزبور ، نقد يا برات تجارتى انفاد خواهند داشت كه از حضور مبارك بگذرد و به جهت اطلاع فدوى مرقوم خواهند فرمود .
عرايضى كه سابق و لاحق از شيراز به توسط مقرب الحضرت الخاقانيه كارگزار خارجهء فارس انفاد شده الى حال به جواب هيچ كدام سرافرازى حاصل ننموده . در باب دو نفر [ ] فرمايشى ، حال يك نفر به دست آورده ، اين اوقات بسيار نادر شده است . از سال قبل الى حال هيچ نمىآورند و سبب آن به واسطهء خوف از انگليسهاست كه در دريا هر جا بغله و سفاين آنها را ببينند لامحاله آزار و اذيت مىكنند و سفاين آنها را مىسوزانند . انشاء اللّه يك نفر ديگر هم اگر در اينجا ميسّر شد كه شد و اگر نشود مخصوصا آدم به مسقط و جاى ديگر روانه مىنمايم كه تحصيل كرده بياورد و بعد از آنكه هواى آن طرفها را اعتدالى به هم رسيد ، روانه خواهم نمود .
اگر اين اوقات فرستاده شود به واسطهء سردى هوا قطعا تلف خواهد شد . غلام خواجه كه ابدا در اينجا و مسقط و اين بنادر نيست مگر از بنادر عديده و جدّه و مخا . به چند نفر تجّار عجم كه در آنجا هستند ، نوشتهام كه به هر وسيله باشد تحصيل و روانه نمايند . اگر در دريا خوف نداشتند ، بغلهجات و سفاين حمل مىنمودند .
چون لازم بود جسارت نمود . امره الاجل الاكرم مطاع . 14 رجب 1281 .
سند شمارهء ( 109 ) مورخ : شعبان 1281 ق . / 1864 م . از : كارگزارى بندر عباس به : وزارت امور خارجه
فدايت شوم .
نوشتجات عاليجاه ميرزا عبد اللّه مقيم مسقط را به اين بنده انفاد حضور داشتم ، ملاحظه خواهند فرمود و محمّد خان بلوچ را نوشته است به اتفاق گماشتهء مقرب الخاقان وكيل الملك و تعليقهء جناب خدايگان وارد مسقط شد . اين قدر لازم شد عرض نمايم كه آنچه استنباط شد مشار اليه آدم معقولى نيست زيرا كه زمان توقف در شيراز قول و قرار پيشكشى داد . پس از اطمينان اينكه معروف و اقدام در انجام كار او شده بىخبر از شيراز روانهء كرمان شد . فى الحقيقه براى اين بنده كمال خجلت از خلف وعده و حركت غير معقولانهء او در خدمت بندگان خدايگان حاصل شد و عرضى ننمودم و به عاليجاه ميرزا عبد اللّه اعلام داشتم . حال مجددا به آنجا رفته است .
لازم است كه به عاليجاه مشار اليه مقرر فرمايند كه باز در آنجا به قول و قرار بىپاى او مطمئن نشود كه در آخر مثل اين بنده شرمنده و منفعل گردد .
زياده جسارت ننمود . ايام مرحمت مستدام باد . [ امضا ] . شعبان 1281 .
[ حاشيهء بالاى صفحه ] بنويسند .