تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
انگريز جاهاى خوب ساخته‌اند ، باليوز نشانده‌اند ، سيم تلگراف گذاشته‌اند . راه خشكى جوادر مىرود تا بم و بمپور خاك كرمان . براى اينكه خود فدوى از جهاز پياده شدم و به تماشاى جودار رفتم . بسيار بزرگ است . باغات و نخيلات بسيار دارد . همان روز به قدر صد سوار چه اسب و چه شتر سوار از بر خشكى آمده بودند معاملهء خريد و فروش . چهل و يك روز فدوى در روى دريا با اين جهازات گردش مىكردم . كماندر بزرگ اين جهازها مستر كود و جهازگرى مندر . از بودن فدوى در جهاز بكطلوريته روز آخر مستر كود مطلع شد و مستر لانت كه كپيتان جهاز بكطلوريته باشد او را ملامت كردند . چون شصت تومان پول گرفته بود ، چاره نداشت . آخر بعد از درياگردى كمترين را از جهاز بكطلورتيه به جهاز [ ] سپردند . روانهء بندر ممبئى شديم . تا بعد چه شود ، عرض نمايم . [ بالاى سند : ] خلاصه شد . نمرهء 43

سند شمارهء ( 105 ) مورخ : 1281 ق . / 1865 - 1864 م .

هو سواد دستخط همايون است . همين كاغذ وكيل الملك را بده وزير دول خارجه ببيند . به ميرزا على اكبر بندر عباس بنويسد كه احتياط اين نوع امور را هميشه داشته باشد و نگذارد اين نوع كارها اتفاق بيفتد . البته به وكيل الملك و قوام الدوله هم بنويس . البته مراقب باشند كه زمين فروشى به خارجه نكنند . [ حاشيهء ذيل سند ] اين بنده در ضمن احكام داخله به قوام الدوله و وكيل الملك نوشتم . [ حاشيهء بالاى سند ] متعلّق كاغذ وكيل الملك است كه در سنهء 1281 در تعقيب كاغذ محمّد ابراهيم خان ، ضابط جيرفت و [ ] نوشته است .

سند شمارهء ( 106 ) مورخ : 18 ربيع الثانى 1281 ق . / 1864 م . از : كارگزارى فارس به : وزارت امور خارجه

فدايت شوم . عريضه از مقرب الحضرت العلّيه ، ميرزا على اكبر ، ناظم مهام خارجهء بندر عباسى ، به انضمام دويست و بيست تومان از بابت قيمت تذكره و غيره رسيده بوده است . عريضه را انفاد حضور نموده است . ملاحظه و مقرر فرمايند وجه برات تجارتى را دريافت نمايند و وصول آن را رقمزد فرمايند كه براى مشار اليه بفرستد . عاليجاه شيخ سعيد خان ، ضابط بندر عباسى ، و جمعى از تجّار آنجا عريضه خدمت جناب مؤتمن السلطان آقاى قوام الدوله نوشته از سوء سلوك ميرزا على اكبر زياد شكايت كرده بودند . به فاصلهء قليلى از عاليجاه ميرزا على اكبر نيز نوشتجات عديده رسيد كه يك نفر عجم را شب هنگام مقتول نموده در بازار انداخته بودند . صبح ميرزا على اكبر مطلع شده فرستاده بود كه تحقيق نمايند چه شده است ، آدمهاى او را زده سر و دست شكسته بودند . سواد نوشتجات طرفين اينك انفاد حضور گرديده است ، ملاحظه خواهند فرمود . جناب مؤتمن السلطان آقاى قوام الدوله به ملاحظهء اينكه طرفين مخالف يكديگر نوشته بودند قرار فرمودند يك نفر آدم معقول كافى ، معيّن و مأمور فرمايند كه به آنجا برود و حقيقت امر را كه چه واقع شده است ، مشخص داشته خدمت ايشان بنويسد كه به نحو مقتضى حكم آن بفرمايند . آنچه ميرزا على اكبر به اين بنده نوشته بود مراتب را نيز خدمت بندگان جناب خدايگان معروض داشته و به صحابت قاصد عريضه را فرستاده است . البته حقيقت امر را عرض نموده است . انشاء اللّه قسمى توجه و مرحمت خواهد فرمود كه تلافى آنچه بر او واقع شده به احسن وجه بشود كه تواند در آن بندر از عهدهء خدمت برآيد و الّا بر اين احوال مشكل است كه بتواند در آنجا مقيم و مصدر خدمت گردد . زياده جسارت ننمود . فى 18 شهر ربيع الثانى 1281 عرض شده است .

سند شمارهء ( 107 ) مورخ : 5 رجب 1281 ق . / 1864 م . به : وزارت امور خارجه

فدايت شوم . روزنامهء لغايت بيستم شهر جمادى الثانى از عاليجاه ميرزا عبد اللّه مقيم مسقط رسيده بود ، اينك انفاد حضور نموده است . ملاحظه خواهند فرمود . از قرارى كه به اين بنده قلمى داشته است ناخوشى ضيق النفس بر او عارض گرديده خواهش نموده بود كه مستدعى شوم سه ماهه مرخصى او را مقرر فرماييد كه براى معالجه به شيراز بيايد و مراجعت نمايد . ديگر اختيار با بندگان خدايگان است . در باب مواجب هذه السنهء مشار اليه ملفوفهء فرمان مبارك را كه به افتخار مؤتمن السلطان قوام الدوله صادر فرموده بوديد زيارت نمودم . به طور شوخى به اين بنده فرمودند كه خدمت جناب جلالتمآب وزير امور
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 239 | حسن حبيبى / محمد باقر وثوقى