سند شمارهء ( 111 ) مورخ : 6 ذيقعدهء 1281 ق . / 1865 م . به : وزارت امور خارجه
خدايگانا !
بعد از تحقيقات زياد از قرارى كه از شخص معتبرى شنيده شد جزيرهء مسمى به [ ] كه مال امام مسقط و در [ ] واقع بوده به توسط كرنيل بيلى ، مأمور و مقيم بندر ابوشهر ، تعلّق به انگليسها يافته و در وقت بند و بست عمل جزيره ، امام مسقط فرصت را غنيمت شمرده و هشت شرط ديگر به معاهدهء قديم خود افزوده است . از آن فصول و عهود چيزى كه متعلق به دولت علّيهء ايران است ، اين است [ كه ] هر وقتى كه دولت علّيهء ايران بخواهند بندر عباسى و قشم و غيره را به امام مسقط اجاره ندهند دولت انگليس به قدر قوّه ، سعى و اهتمام نمايد و واسطه باشد و به هر نحوى كه ممكن باشد مراقب و مواظب باشند كه بندر عباسى و غيره از تصرّف صيد ثوينى خارج نشود و هميشه در اجارهء او باشد و به قدر قوّه حمايت و جانبدارى او را از دست ندهند . شرايط ديگر هنوز معلوم نشده است و كمترين مترصد دريافت باقى شروط هستم . انشاء اللّه تعالى به دست خواهم آورد و آن شرط نامچه به كلكته رفته و به امضاى كورنر جنرال هندوستان رسيده و مسترد به بمبئى گرديده . حالت باطن امام مسقط را ملاحظه فرماييد كه در مقابل خوبىها و احسان دولت علّيه ، عوض اينكه اولياى دولت گردون بسطت علّيه را از خود راضى نمايد و به قسمى اظهار حسن سلوك و خدمتگذارى نمايد كه خدمت اولياى دولت علّيه معتبر و معتمد واقع شود و هر مطلب و خواهشى كه دارد به طور خوشى ، خود بلاواسطه با كارگزاران دولت به اتمام رساند به اين مرحله اعتنا ننموده پيش از [ ] حامى و معين به جهت خود مىتراشد و به ملاحظهء مآل كار خود ، در فكر زحمت اولياى دولت علّيه است . اگر به نحوى كه در عريضجات مورخهء شهر رمضان المبارك عرض شده ، بند و بست رفتن مال التّجار [ ه ] از بندر لنگه بشود ، تنبيه خوبى به امام مسقط خواهد شد كه به سالها از يادش نرود و ثمربند و بست با انگليس را بفهمد .
و از قرارى كه از بعضى مردم مسموع شد گويا در مصالحهنامه كه در وقت سفارت جناب جلالتمآب امين الدوله بسته شده كيفيت بودن بندر عباسى و غيره هميشه در دست امام مندرج است . چون اين فقره در سواد عهدنامه كه به كمترين مرحمت شده نيست اعتماد بر آن ننمودم . جناب جلالتمآب خدايگانعالى بهتر مىدانند با وجود خرابى باطن صيد ثوينى به اين شدّت كه هر روزه مراقب و در فكر فراهم نمودن اسباب زحمت و مرارت به جهت اولياى دولت گردون بسطت علّيه است واضح است اولياى دولت علّيه غفلت از كار و احوال او نخواهند فرمود .
باقى ايام شوكت و جلالت مستدام باد . مورخهء 6 شهر ذيقعدة الحرام سنهء 1281 .
سند شمارهء ( 112 ) مورخ : 10 ذيقعدهء 1281 ق . / 1865 م . از : ميرزا محمّد خان كارگزار خارجه فارس به : وزارت امور خارجه
هو
فدايت شوم .
عرضه مىدارد كه چون لزوم خلوصيّت و محض عبوديّت مقتضى آن است كه همواره از هر حيث و مواد به ملاحظهء شمول اعطاف و ظهور الطاف سركار بندگان عالى مراتب جزئيه و كلّيه عرضه داشت نموده و اين معنى را باعث رجا و اميدوارى خود دانسته بناء على هذا جسارت ورزيده و معروض رأى مهرضياى سركار بندگان عالى مىدارد كه چون از تفقدّات و توجهفرمايى سركار بندگان عالى خود را مستظهر خواطر مبارك دانسته بر وجهى از جهات به اشعار مستدعيات پرداخته ، اقلا به خصوص مقدمهء عاليجاه ميرزا على اكبر وقايعنگار كه حال چند سنه است كه مأمور به وقايعنگارى بر انتظام بعضى از امورات بندر عباسى بوده است و آمد و شد نموده است چه عرض شود كه آنى نشده است كه انتظام ملكى به طور معقوليت نمايد . رعايا و برايا و پيلهور از تعدّيآن مرفه الحال باشند . على الخصوص نسبت به اخلاص شعار كه روز به روز بىاحترامى و نهايت بىاعتنايى و انواع افتضاح مىنمايد .
غير از اين خبرى كه نديده و نشنيده ولى روز اول كه بندر عباس آمد چون از امور ولايت مبتدى بود و نورسيدهء اخلاص شعار بود به هر حال هر نوع بىاعتنايى و بىاحترامى نسبت به خودم و تعدّيات نسبت به رعايا و برايا و سكنهء بندر عباس ملاحظه و مشاهده مىكردم به خود هموار كردم . حوصله و تأمل كردم و بر رغم اين حالات روز به روز درسدد احسان و احترام و احتشام به آن عاليجاه نمودم . خلاصه به اقتضاى حالات اخلاص شعار ساير فقرا و عموم رعايا و برايا تعدّى به ايشان مىرسيد ، متحمّل مىگشتند و حوصله مىنمودم و از اينگونه حركات و تعدّيات و تظلّمات مشار اليه ، گاهى نشده است كه شكايت آن به جايى عرض نمايم تا آنكه در هذه السنه به منصب ناظم المهامى مفوض شده ، وارد بندر عباس گرديد . چه عرض نمايم از زمانى كه وارد بندر شده است به خلاف سابقه تفريط و تظلّمات مىنمايند و ظلم و بىحسابى مشار اليه به سرحدّ كمال است و به تعريف و توصيف گنجايش اگر بخواهم تفصيل آن عرض نمايم شرح آن بىحد مىشود و گنجايش ندارد ولى برخى از تعدّيات آن عرض مىنمايم كه اشهد باللّه كه آنى نمىشود كه به يك بهانه و دستآويزى بر فقيرى و تاجرى و با