تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
كلكته بود . 11 شهر ربيع الثانيهء سنهء 1280 . [ حاشيهء سمت راست سند ، پايين ] گويا از اثر گفتگوها و نوشتجات رسميه با سفارت انگليس باشد .

سند شمارهء ( 95 ) مورخ : 11 ربيع الثانى 1280 ق . / 1863 م . از : كارپرداز ايران در بمبئى به : وزارت امور خارجه

هو خدايگانا . در باب كيفيت گوادر اگر بالفعل مقتضى نباشد كه با سيد ثوينى و غيره مذاكره شود ، اغماض هم به كلى مايهء زيادى جسارت سيد صيد ثوينى و جميع انگليسها خواهد بود . به سيد ثوينى كه به خصوص گوشمالى واجب است كه با اين همه رأفت امناى دولت علّيه در حق او كه در حقيقت تشخّص و بزرگى او بسته به مداخل بنادر ايران است اين نوع نمك به حرامى نمايد . زياده از حد مؤثر است اگر رخنه در عمل اجارهء بنادر بشود كه نهايت به جا است و به سزاى خود مىرسد و ديگر از كارگزاران دولت علّيه همين قدر بكنند كه سيد ثوينى نتواند به زور گوادر را بگيرد و اذيت به اهالى آنجا نمايد . حكمران كرمان مىتواند كه پاره اشخاص را باطنا در گوادر و جاهايى كه در آن صفحه سيد ثوينى مالك شده بگمارد تا جذب قلوب از اهالى آنجا نمايند و مردم آنجا را به مخالفت سيد ثوينى به نويد و وعده و بخشيدن مال بشورانند و چون پايتخت مكران ، بمپور است و بالفعل در تحت حكومت حكمران كرمان است ، اگر اهالى آنجا رجوع به اصل نموده حكومت ايران را قبول نمايند روا باشد و الّا به همان قدر هم كه به تقويت باطنى حكمران كرمان اعتنا به سيد ثوينى نداشته باشند و آن هم نتواند كارى به حضرات بكند ، مقصود حاصل شده است . بعد از اينكه رعيت بلوا نمودند ، دولت انگليس هم آن قدر دل خوشى و دوستى با سيد ثوينى ندارد كه آنها را مجبور به اطاعت او نمايد و حق هم ندارند و اگر حرفى بزنند ، كارگزاران دولت علّيه اين قدر حق دارند كه بند و بستى بكنند كه كسى تعدّى به اهالى آنجا نكند و آنها را به حال خود واگذارند و اگر مقصود دولت انگليس از دخالت امر گوادر حفظ تلغراف باشد اهالى گوادر خود متعهد محافظت آن مىتوانند شد كه در اين باب بهانه به دست انگليسها نيفتد . اين همه جسارت كه مىنمايد محض اين است كه اگر از دولتهاى بزرگ تكليفى و حركتى به خلاف توقع وارد آيد چنان كه مكرّر شده است عيبى و نقصى از براى دولت علّيه نيست و ليكن از اين گداى روباه‌صفت كه با اين احتياجى كه با دولت علّيه دارد و از جمله گماشتگان حكمرانان دولت علّيه محسوب مىشود چگونه مىتوان پاره‌چيزها را متحّمل شد و از چه رو با اين همه حقّى كه اولياى دولت علّيه به او دارند ، از هزار يك تمكينى كه از انگليسها مىكند از كارگزاران دولت علّيه نمىكند و خودش را مستحق پاره مراتب مىداند و حال آنكه رعايت دولت علّيه در حق او از راه خيرات است نه چيز ديگر . اين فقره بر مردم مشتبه است . انشاء اللّه اميدوارم كه از يمن توجه جناب خدايگان عالى به سزاى عمل خود رسيده ، مردم از اشتباه برآيند . مورخهء 11 شهر ربيع الثانيهء سنهء 1280 .

سند شمارهء ( 96 ) مورخ : 26 جمادى الاول 1280 ق . / 1863 م . از : احتمالا « كارگزار بندر عباس » به : وزارت امور خارجه

هو تصدقت شوم . در باب عاليجاه ميرزا ابراهيم خان به واسطهء اينكه او خود را از جمله منسوبان امير مرحوم خلد آشيان محسوب مىداشت و اختلال و پريشانى در امر معاش و گذران او بود ، فدوى استدعاى مأموريت او را به امانت تذكره به بندر لنگه از سركار حضرت ولى نعمت خود نمود و جنابعالى نيز اين مسئلت فدوى را مقرون به اجابت فرموده حكمى به عهده و افتخار او انفاد داشتند روانهء بندر لنگه شد . با اينكه حضورا چه‌قدرها در خصوص حسن سلوك و خوش‌رفتارى با عاليجاه شيخ خليفه و اهالى لنگه به او سفارش كردم و قدغن نمودم ، بعد از عزيمت هم مكرّر در همين مواد نوشتم و تأكيد كردم ، با وجود اين همه سفارشات ، چند روز قبل آدم او رفته در بازار جنسى از يك نفر اهل كسبه مىخرد و سر يك عباسى با آن مرد دعوا مىكند ، مىزند سر او را مىشكند و اين حكايت را به ميرزا ابراهيم خان خبر مىبرند . خود نيز مىآيد بازار ، حكم مىكند آن مرد سرشكسته را مىگيرند و از قرار واقع ، باز مىزنند . مردم اجماع مىكنند مىروند پيش شيخ خليفه مراتب را به او حالى مىنمايند . او هم حمايت مرد سرشكسته را مىكند ، متعرض آدمهاى ميرزا ابراهيم خان مىشود . معركهء عظيمى برپا مىشود . ميان اين دو بزرگوار به هم مىخورد . شيخ خليفه كيفيّت را خدمت سركار مقرّب الخاقان عميد الملك نوشته بود . حاجى محمّد بشير هم كه از جانب باليوز انگليس در لنگه مىنشيند اوضاع را به باليوز نوشته بود . باليوز هم رقعه به سركار عميد الملك نوشته سواد نوشتجات حاجى محمّد بشير را فرستاده بود . اينك سواد هر سه در جوف پاكت انفاد شد ، به نظر مبارك برسد . ميرزا ابراهيم خان هم شروح مفصله درين باب نوشته بود . يكى را از نوشتجات او هم فرستادم ملاحظه فرمايند .