تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
خواهند فرمود . چنانچه مصلحت دانند به عاليجاه ميرزا احمد رقمزد فرمايند كه حال چون موقع فرستادن مأمور به عباسى نيست ، كسى را نفرستد تا اينكه عاليجاه ميرزا على اكبر شرفياب حضور گردد و منتظر حكم مجدد باشد . رشتهء كار كه از هم پاشيده شد ، ديگر نظم آن مشكل است ، صاحب اختيارند . ايام مرحمت مستدام باد . فى 5 شهر ربيع الاول سنهء 1280 عرض شده است .

سند شمارهء ( 93 ) مورخ : 11 ربيع الثانى 1280 ق . / 1863 م . از : كارپرداز ايران در بمبئى به : وزارت امور خارجه

هو خدايگانا . به جناب خدايگان عالى پوشيده نيست كه ضبط و بند امور دولت انگليس در همه‌جا به خصوص بمبئى به حدى است كه كسى بتواند به آسانى تحصيل خبر و تفتيش كارى را بكند و كمترين هم اگر با بعضى به‌طور خصوصيت حركت نكند و از عمل آوردن پاره رسوم تقاعد ورزد گاهى به مقصود نخواهد رسيد . پاره اخبار به خصوص كيفيت گوادر را از كسى تحقيق نموده كه خود او از جمله متصديان اين قبيل امور است و به حسب ظاهر اعتماد به حرف او مىتوان كرد . ديگر خداوند از حقايق امور بهتر مطلع است و آنچه از كلمات و حركات انگليسها استنباط مىشود در فكر اين هستند كه بالكّل انكار ملكيّت مكران را از براى دولت علّيه ثابت نمايند و اگر بالفعل به جهت كثرت مخارج و قلّت مداخل و به ملاحظات ديگر آن صفحه را به حيطهء تصّرف نياورند ولى در خيال اين هستند كه كسى را از اهل آنجا شاخص قرار داده تا وقتى كه اقتضا نمايد از رعايت و حمايت او خوددارى ننمايند و مكران را ملك مستقل او قرار بدهند و آن را در ميان ملك سند و كرمان فاصله و سپر نمايند و امور او را بر وفق دستور العمل خود قرار دهند . اين است كه گاهى اهالى آن سمت را به بذل اموال خوشحال مىسازند و وقتى به توپ و لشكر و جهاز جنگى خايف مىدارند و ملك گوادر را از املاك سيد ثوينى مىشمارند . تا وقتى كه حضرات در آن صفحات ريشه ندوانيده‌اند بهتر اين است كه مقرب الخاقان وكيل الملك به جهت اثبات حقيقت خود و سدّ راه خيال باطل خصم به تدبيرات عملى چنان كه در اجراى اين نوع كارها لازم است نفوذ و استيلاى خودشان را در آن سرزمين به جذب قلوب اهالى آن صفحه يا به طورهاى ديگر به قدر پيشرفت ظاهر سازند و تقدّم بر خصم بجويند . از براى دولت علّيه مداخل انتظام آن اطراف اگر زيادتر از ساير امكنه نباشد ، كمتر نخواهد بود . 11 شهر ربيع الثانيهء سنهء 1280 .

سند شمارهء ( 94 ) مورخ : 11 ربيع الثانى 1280 ق . / 1863 م . از : كارپرداز ايران در بمبئى به : وزارت امور خارجه

هو خدايگانا . در عريضهء مورخهء 24 شهر صفر المظفر ، آمدن حاجى احمد مينابى ، وكيل امور امام مسقط ، به ممبئى به جهت كيفيت گوادر و غيره عرض نموده بود و آنچه در پونه از اشخاصى كه بىاطلاع از اين مقدمه نبودند تحقيق شد اين است : وقتى كه كميسر كراچى از براى اعلان ساختن مكانى به جهت تلغراف‌خانه به مسقط رفته بود امام از راه ملعنت و شيطنت و عدم استقلال و جلب منفعت ، خاطرنشان او نموده بود كه كارگزاران بمبئى را بر اين وادارد كه ماليات گوادر را كه حال به امام مىرسد چيزى زياد نموده ساليانه به امام بدهند و گوادر را تصرف نموده استعداد لشگرى در آنجا فراهم نموده كم‌كم آن اطراف و جوانب را فراگيرند و تصرف گوادر را مايهء استيلا به همهء مكران بدانند و انكار حقوق مالكيت دولت علّيه را در آن اراضى نمايند . بالجمله از اين قبيل وسوسه‌ها زياد به كميسر كراچى نموده بود . مشار اليه نيز تفصيلى محتوى به مضامين مذكوره و مشحون از فوايد علاقه پيدا نمودن دولت انگليس در گوادر و مكران به كورنر بمبئى نوشته بود . چون كورنر بمبئى بىاذن و اطلاع كورنر جنرل اقدام به كارى نمىتواند نمود ، لهذا نوشتهء كميسر را به كلكته فرستادند . ولى بعد از وقوع اين مقدمات و معاودت كميسر به كراچى ، از شدّت طمع امام مسقط بىتوانى حاجى احمد را به جهت اتمام كار گوادر مأمور بمبئى نمود . چون كورنر منتظر جواب كورنر جنرل بود ، لهذا مدت سه ماه او را به معاطله و مسامحه معطل ساختند . تاكنون كه آمدن جواب از كورنر جنرل و اصرار حاجى احمد در رفتن مقارن اتفاق افتاد و در خانهء كونسل بعد از اتمام كار كورنر را ملاقات نمود و جواب مطلب او را به اين نحو داد كه بالفعل ما خيال تصاحب همهء گوادر را نداريم فقط مكانى به جهت اجراى عمل تلغراف مىخواهيم و قرار بند و بست اين كار را دستورالعمل به كميسر سند خواهيم داد كه به اتفاق مأمور مقيم مسقط در آنجا به اتمام رساند . حاجى هم اضطرارا در همين جهازى كه حامل پاكت عريضه است روانهء مسقط شد تا بعد از اين چه شود و همين جواب حاجى احمد به حسب دستورالعمل كورنر جنرل