تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨

سند شمارهء ( 61 ) مورخ : 8 جمادى الثانى 1277 ق . / 1860 م . از : كارگزارى بوشهر به : وزارت امور خارجه

هو تصدقت شوم . كاغذى عاليجاه ميرزا محمّد على خان از ممبئى به فدوى نوشته و از بابت آمد و شد الواط و اشرار از سمت بندر لنگه اظهار دلتنگى و تشكى كرده بود و به فدوى نوشته است البته يك نفر تذكره‌نويس آنجا بگذار و خيلى سفارش كن كه در اين امر مراقبت داشته باشد . حتى اينكه از بندر معروض حمل غلّه و روغن ساير مأكولات هم بسيار مىشود لازم بل واجب دانسته كه مراتب را خدمت ذى رفعت سركار خداوندگارى مد ظلّه العالى عرض نمايد . هرگاه اذن و مرخص فرمودند يك نفر آدمى آنجا بگمارد كه آدم اشرار را از رفتن ممبئى ممانعت نمايد و حمل غله و مأكولات را نيز از بردن مزاحمت سازد و در خصوص امر خانهاى ريشهر سؤال و جوابى كه با عاليجاه باليوز شده بود انفاد حضور مهر ظهور بندگان عالى نمود و ليكن كاغذى كه در آخر ، فدوى به باليوز نوشت كه خلاف معاهدهء منعقده گرديده است و هيچ يك از مأمورين ساير دول متحّابه اين طور رفتار و اين قسم كردار را ندارند جوابى ننوشتند از قرائن آنچه معلوم مىشود گويا منتظر جواب پاكتهاى خودشان كه به طهران نوشته‌اند هستند يا اينكه از فدوى نقارى به هم رسانيده‌اند نمىدانم . اينها كى را طالب مىباشند كه هر نوع سخن بگويند تمرّد نشود حتى جايى هم كه بدون اذن و اجازهء اولياى دولت بنا مىكنند و مىسازند هيچ ابراز نگردد . چنانچه اين همه جا را كه در ريشهر ساخته‌اند يك ماه يا دو ماه يا سه چهار ماه به زودى نساخته‌اند البته هفت هشت ماه بل متجاوز مشغول بوده‌اند كه اين طور تمام نموده‌اند . اگر حاكم يا مأمور بىاطلاع بودند حالا نقارها به جهت اين حرفها پيدا نمىشد . پس معلوم مىشود كه اينها بىاطلاع نبوده‌اند و ساختن آنجا را ممانعت ننموده‌اند و رضايت و خوشنودى آنها را باعث استقامت و استدامت مأموريت خود دانسته‌اند . حالا كه تغيير و تبديل مأموريت شده است كه كارها تمام گرديده است كيفيّت را معروض داشته‌اند . با اين حالت فدوى به دول ابدمدّت خيانت نخواهد كرد چنانچه مكرّر گفته و خواستند فدوى آنها را اذن بدهد جاى كالسكه و گاو و گوساله و غيره بسازند به هزار زبانها پيش آمدند فدوى اين كار را قبول نكرد ، حالا بناى فساد را گذارده‌اند بلكه اولياى دولت را هم به اشتباه كارى از اين صرافت و موأخذه باز بدارند . خلاصه هرگاه مرخص فرمايند ساختهاى تجاوز از نقشه را هم خراب و منهدم خواهد نمود . مورخهء 8 جمادى الثانى 1277 .

سند شمارهء ( 62 ) مورخ : شعبان 1277 ق . / 1860 م . از : مؤيد الدوله ، حكمران فارس به : امام مسقط

سواد مراسلهء نواب مستطاب اشرف و الا مؤيد الدوله به جناب امام مسقط . جناب جلالتمآب نبالت و شوكت نصابا . از قرارى كه از جانب اولياى دولت قويشوكت علّيه اظهار شده است ، شيخ صقر بن عبد اللّه كه از رعاياى دولت روزافزون است به سبب سوء سلوك كه از مباشرين ميناب و جزيرهء قشم از مطالبهء زيادتى ماليات نخيلات او و غيره نسبت به مشار اليه واقع گرديده است ، فرار برقرار اختيار نموده با اهل و عيال به سمت باسعيدو و جاهاى ديگر رفته است . از آنجا كه وقوع اين فقره را با مضامين شرايط مندرجه در قرارنامهء معتبرهء منعقده فيما بين اولياى دولت علّيه و آن جناب مجدت انتساب منافات و مغايرت كلى است و البته مخالف آن باعث تعجب و اكراه خواهد بود بلكه اجراى فقرات آن قرارنامه را لازم و رفع خلاف آن را به اىّ نحو كان متحتّم مىدانند و هيچ وقت گمان نمىكنند كه آن جناب را با حصول آگاهى و اطلاع تصديق و تجويز بر اين نحو بىاعتدالى مباشرين كه بالمآل مورث و موهم نقض شرايط مذكوره است بوده باشد لهذا به عهدهء عاليجاه مجدت و نجدت همراه كفايت و درايت انتباه نتيجة الاشراف ميرزا على اكبر امين تذكره و وقايع‌نگار بندر عباسى ، مقرر فرموده‌ايم كه از روى حقيقت كيفيت را به اطلاع آن جناب برساند و مفصلا حالى و خاطر نشان نمايد تا به طور شايسته در مقام رفع واردات بر شيخ مشار اليه برآيند و او را به استرداد خسارت و رفع ضرر ، دلجويى نمايند كه در نهايت دلگرمى و اميدوارى رجعت به محل اصلى خود نمايد و كما فى السابق مرفه الحال و آسوده خواطر به شغل رعيتى اقدام ورزد . به هر نحو كه از آن جناب در اين باب توجه و اقدام شود ، اظهار دارند كه آگاهى حاصل و به اطلاع اولياى دولت علّيه برسانند . حرره فى شهر شعبان سنهء 1277 .