تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
عنايت است . امركم العالى مطاع . مورخهء 25 شهر ربيع الثانى 1277 . [ حاشيهء 1 سمت راست سند : ] البته تا حال برات انعام رسيده است . [ حاشيهء 2 سمت راست سند : ] از قرار دستخط همايون از بابت ساختن خانه براى مأمورين ، فرمانى به عهدهء مؤيد الدوله داده شود . [ حاشيهء 3 سمت راست سند : ] بىاطلاع چرا حكم براى رعيت روس صادر كرده‌اند . بلال ديگرى مأذون نيست متعرض احدى شود بىاطلاع من .

سند شمارهء ( 59 ) مورخ : جمادى الاول 1277 ق . / 1860 م . از : كارگزار ايران در بمبئى

خدايگانا . مسقط بندر بسيار معظمى است . البته روزى ده پانزده كشتى داخل و خارج مىشود . از جهازات پطاويه و امريكان و ساير جاها هميشه در آنجا هست . گذشته از همه بندر متعلق به دولت علّيهء ايران است و رعيت هم در آنجا زيادست . نصف اهالى مسقط بلكه بيشتر از بنادرات فارس است . گروهى هم از اهل بحرين در آنجا توقف دارند . بغله‌جات و جهازات ايرانى كه به ممبئى مىآيند در ذهاب و اياب چهار پنج روزى در آنجا توقف مىنمايند به جهت اطلاع از اخبار مسقط و توابع آن و سرپرستى رعيت . اگر جناب خدايگانعالى مصلحت بدانند ، بودن يك نفر مأمور در آنجا لازم است . مأمورى هم از جانب دولت انگليس در آنجا هست . هرگاه مأمور از دولت فرستاده شود اقلا بايد يك درجه كمتر از مأمور دولت انگليس حركت بكند . در اين صورت دست كم بايد سالى هفتصد و هشتصد تومان مواجب داشته باشد و منفعت بودن مأمور در آنجا از براى دولت خيلى است . اگر مقرر شود از جانب خود كسى را به آنجا بفرستند از عهدهء همه اين امور برآيد ولى آن هم اقلا سيصد تومان مواجب مىخواهد كه به نوعى در آنجا گذران نموده عزّتى در پيش امام داشته باشد . به هر نوع امر و مقرر شود ، معمول خواهد شد . امر با خدايگان عالى است . فى شهر جمادى الاول در بندر [ ] ممبئى عرض شد .

سند شمارهء ( 60 ) مورخ : جمادى الاول 1277 ق . / 1860 م . از : كارپرداز دولت ايران در بمبئى به : وزارت امور خارجه

هو خدايگانا ! چون هنوز جواب عريضه‌جاتى كه از بوشهر و مسقط عرض كرده زيارت نشده است به آن جهت از انتظام امور بوشهر و دستور العمل عاليجاه ميرزا خليل و امين تذكرهء آنجا اطلاع درستى ندارد . كمترين كه در اينجا امور تذكره را محكم نموده هر كس كه وارد مىشود همان ساعت آدم فرستاده مطالبهء تذكره مىنمايد . هر كس تذكره نداشته باشد دوباره معاودت به ايران مىدهد و از مسقط هم چنانچه در عريضه‌جات سابق عرض نموده بود كه دو نفر بىتذكره با يك نفر زن فاحشه روانهء بوشهر نمود و همچنين يك نفر غلام سياه كه خواصهء آقاى خود را برداشته فرار نموده بود ، از مسقط روانهء بوشهر نمود . يك روز پيش از اينكه از مسقط بيرون بيايد دو فروند بغلهء پر از گندم از ديّر كه مكان نشيمن حيدر خان دشتى است به اذن حيدر خان به مسقط آورده بودند . كمترين به محض اطلاع فرستاده ناخداى بغله‌ها را آورده تنبيه كاملى نمود . صاحبان گندم گريختند و در خاطر داشت كه بغله‌ها را با گندم ضبط نمايد تا بعد ازين مرتكب چنين عمل خلافى نشوند ، ولى به ملاحظهء اينكه روز پيش كه با امام مسقط ملاقات شد امام از قدغن غلّه و گرانى مسقط شرحى داد . چنانچه تفصيل گفتگوى امام را در پاكت عريضه‌جات مسقط عرض نموده است و كمترين در جواب به امام گفته بود كه دولت ابدمدّت علّيه شما را از خدمت‌گذاران و جان‌نثاران صديق دانسته و مسقط را هم خارج از ممالك محروسه نمىدانند و در اين قدغن غلّه ، مسقط داخل نيست ، به ملاحظهء اين گفتگو ، ضبط نمودن را شايسته نديد . ناخداها را با يك نفر از اتباع خود نزد امام فرستاده سفارش نمود كه اين ناخداها در نظر داشتند اين گندم را آورده در اينجا به جهازات پطاويه و امريكان بفروشند . به اين سبب كه مىخواستند به خارجه بفروشند ، اينجانب آنها را تنبيه نموده و مىخواستم برگردانم . چون مسقط خارج از ممالك محروسه نيست ، لهذا ناخداها را فرستادم خدمت شما كه به اطلاع شما گندم به رعيت مسقط بفروشند . ازين عمل امام خيلى خشنود شد و پيشكارش را به جهت تشكر اين دو فقره به بغله فرستاد . شهر جمادى الاول 1277 در بندر معمورهء ممبئى عرض شد .