سند شمارهء ( 63 ) مورخ : 14 رمضان 1277 ق . / 1861 م . از : كارگزارى ( يا حكومت ) فارس به : وزارت امور خارجه
فدايت شوم .
عاليجاه ميرزا على اكبر ، امين تذكرهء بندر عباسى ، عريضه در باب عبور مال التجارهء آنجا در جواب تعليقهجات جناب جلالتمآب عالى عرض نموده است ملاحظه خواهيد فرمود .
از قرارى كه به اين بنده نوشته است ، حاجى احمد نام ، پيشكار جناب امام مسقط ، اين اوقات به بندر عباسى آمده در باب بحرين با عاليجاه ميرزا على اكبر گفتگويى نموده كه هرگاه از جانب دولت علّيه به طور اجاره ، بحرين واگذار به جناب امام مسقط شود ، خيلى خوب است و جناب مشار اليه هم طالب است . براى دولت علّيه هم از فرستادن نوكر و سپاه به آنجا زحمت كمتر مىشود و همان قرارى كه شيخ محمّد بن خليفه داده است ، جناب امام مسقط قبول مىنمايند و بلاتأخير و تعويق مىرسانند ، بلكه علاوه پاره تكلّفات لازمه را هم به عمل مىآورند .
عاليجاه ميرزا على اكبر جواب داده است كه مرا از قرارداد با شيخ محمّد بن خليفه اطلاعى نيست كه چه مبلغ قبول نموده و چه قرار داده است . هرگاه جناب امام مسقط طالب باشند ، لازم است مراسله خدمت جناب جلالتمآب وزير امور خارجه بنويسند كه ايشان به خاك پاى مبارك اعليحضرت قويشوكت اقدس همايون ظل اللّه روحى و روح العالمين فداه عرض نمايند . شايد بر پيشگاه حضور مبارك مقبول افتد .
مشار اليه رفته است كه مراسله از جناب امام مسقط نزد عاليجاه ميرزا على اكبر بفرستد كه انفاد خدمت جناب عالى دارد .
على الحساب اطراف اين كار را ملاحظه فرماييد . عاليجاه ميرزا مهدى هم اين اوقات به شيراز خواهد آمد و اقتضاى امور آنجا را عرض خواهد نمود . چنانچه واقعا از جانب امام مسقط اقدامى شود و همان شروط قراردادى عاليجاه ميرزا مهدى را با شيخ محمّد بن خليفه به ملاحظهء اينكه خلاف قول و قرار با او به عمل نيايد ، قبول نمايد به نظر بد نمىآيد . قرارنامهء مضبوطى مثل قرارنامه بندر عباسى نوشته شود ، خالى از زحمت خواهد بود .
زياده جسارت ننمود . مورخ 14 شهر رمضان المبارك سنهء 1277 .
سند شمارهء ( 64 ) مورخ : 29 رمضان 1277 ق . / 1861 م . از : به : وزارت امور خارجه
فدايت شوم .
اينكه عاليجاه ميرزا على اكبر در عريضه رجوع به عرض اين بنده نموده است اين است كه حاجى احمد از جانب جناب امام قرار داده است آنچه عاليجاه شيخ محمّد بن خليفه نوشته داده است بدهد و به هر نحو از جانب عالى دستور العمل به مشار اليه برسد رفتار نمايد و براى هر كس اعم از حاكم فارس يا كس ديگر لازم دانند و قرار بفرمايند تعارفى بدهد . على الحساب مبلغ پانصد تومان هم به رسم پيشكش جناب عالى به وصول احكام تفويض بحرين به جناب امام مهمانى داد لكن اعتقاد اين بنده آن است كه هرگاه اقدام در اين كار را مقتضى دانند به دست عاليجاه ميرزا مهدى تمام شود بهتر است و لازم است كه در صورت قبول اولياى دولت علّيه ، مشار اليه به بحرين رود و يك نوع امتعه به عاليجاه شيخ محمّد بدهد و التيامى فيما بين او و جناب امام برقرار شود كه طرفين آسوده خاطر باشند . ديگر به هر نحو رأى صوابنماى جناب عالى قرار گيرد و مقتضى دانند البته اصلح است .
ايام مرحمت مستدام باد .
مؤرخه 29 شهر رمضان سنهء 1277 .
سند شمارهء ( 65 ) مورخ : 14 ذيقعدهء 1277 ق . / 1861 م . از : احتمالا « كارپرداز ايران در بمبئى » به : وزارت امور خارجه
هو
خدايگانا .
مرقوم شده بود كه تعيين و فرستادن وكيل التجاره به مسقط چون به جهات چند مناسبت به حكمران فارس داشت ، لهذا محوّل به عهدهء نواب مؤيد الدوله شد كه زود مشخص نموده ، روانه فرمايند . اصل مقصود ، بودن مأمورى بود كه از جانب اولياى دولت قويشوكت علّيه در آن بندر مقيم باشد . به حمد اللّه تعالى به عمل آمد و خيرخواهى كمترين نيز به درجهء قبول مقرون شد . ولى از قرارى كه معلوم مىشود تا به حال معيّن نشده است . اگر مجددا تأكيدى به نواب معظم اليه مىشد كه با دستور العمل شايسته مأمور آنجا را زود روانه فرمايند ، بهتر بود .
كمترين آنچه در ايام توقف مسقط ديده و فهميده بود به كارگزار مهام