سند شمارهء ( 68 ) مورخ : 24 ذيحجهء 1277 ق . / 1861 م . به : وزارت امور خارجه
فدايت شوم .
چند طغرا نوشتجات از شيخ محمّد بن خليفه ، حاكم بحرين ، و غيره به اسم عاليجاه ميرزا مهدى منشى ، خدمت نواب اميرزاده عبد الفاضل ميرزا از سمت دشتى آورده بودند ، خدمت نواب اشرف و الا مؤيد الدوله آوردند ، انفاد خدمت جناب عالى داشتهاند . ملاحظه خواهيد فرمود عرصه را بر شيخ محمّد تنگ نمودهاند و از بابت آن فقره خواهش جناب امام مسقط هم چون موسم سفر دريا نيست ، دو سه ماه تأخير دارد . عاليجاه ميرزا على اكبر از بندر عباسى ملفوفه به اين بنده نوشته بود . اگرچه خودش هم دو سه روز است وارد شده ، لاكن همان ملفوفه را با عريضهء او انفاد حضور داشت . مقصودش آن است كه انجام و اختتام را به عهدهء خود او بفرماييد .
آنچه از حالات او استنباط مىشود خالى از صرافت نيست . ديگر اختيار با جناب عالى است . ايام مرحمت مستدام باد . فى 24 شهر ذيحجة الحرام سنهء 1277 .
سند شمارهء ( 69 ) مورخ : 1278 - 1277 « 1 » ق . / 1862 - 1860 م . از : احتمالا « كارگزارى بوشهر » به : وزارت امور خارجه
فدايت شوم !
دستخط شريف مورخهء غرّهء ذى الحجة الحرام كه به انضمام روزنامه از طريق كرمان ارسال فرموده بوديد ، زيارت شد و لكن بسيار افسوس خوردم كه جوابهاى عرايض مخلص را كه با چند قاصد خدمت جناب جلالتمآب اجل اكرم خداوندگارى وزير دام اقباله العالى و سركار عرض شده مطالب مفصّلهء مهمّه را حاوى بود ، جوابى صادر نفرموده بلكه اشعارى و اشاره نيز مرقوم نداشته بودند .
از اوضاع مخلص بخواهند الحمد اللّه از مرحمت عالى زندهام و مشغول خوردن گرما ! كار و بار خيلى از بابت عدم مداخل مغشوش است .
مژده كه در تعليقهء قبل از بابت صدور دستخط اقدس همايون به مخلص داده بودند و در انتظار وصول حكم مواجب از آن روز تاكنون ماندهام ، هيچ معلوم نشد كه چگونه شده است . مخلص به موجب رقيمهء سركار به شيراز هم اطلاع دادم . جواب نوشته كه هر وقت حكم از دار الخلافه صادر شود فورا كسر مواجب شما را برات خواهيم فرستاد .
هنوز كه كارى نشده است . شما را به خدا قسمى بفرمايند اقلا [ ] مواجب زودتر برسد .
و اللّه به جدّ مطّهرم چهارصد تومان قرض دارم و يك دينار حاكم بندر عباسى به هيچ اسم و رسم كومك نكرده است و حال آنكه قرار بوده است هميشه حكام عباسى معينا وجهى كومك به ما بدهند . قبل مىكردهاند با قاصد قبل استدعاى [ ] در اين باب كرده بودم . انشاء اللّه مرحمت خودتان را دريغ نخواهيد فرمود .
مقرب الخاقان ميرزا محمّد على خان ، كارپرداز [ ] ممبئى فردا يا پسفردا روانهء عباسى خواهد شد كه از طريق يزد روانهء دار الخلافه شود .
ثبت تذكره و برات قيمت آن را تا غرهء محرم مخلص ارسال داشته است .
التفات فرموده سندهاى وصول آن را ارسال فرماييد . عريضهء مفصلى در باب بندر خدمت سركار و جناب خداوندگارى عرض كرده بودم .
واهى نپنداريد . قريب صد نفر تاجر ضمانت اين كار را مىكنند و اگر آن تجّار معروف دار الخلافه نباشند ، ملك التجّار بوشهر كه معروف است ، ضمانت مىكند . مخلص همان عرضى كه كردهام ، ايستادهام . بسته به رغبت و تحريض سركار است [ ] جناب جلالتمآب خداوندگارى [ ] ديگر ندارد .
استدعا آنكه جواب عرايض مخلص را زودتر صادر فرموده از طريق كرمان ارسال ، صحابت فرمانى بايستى مرقوم فرمائيد .
چون قاصد بىخبر روانه شد و كمال تعجيل را داشت ، فرصت عريضهنگارى خدمت جناب خداوندگارى نشد . انشاء اللّه با قاصد بعد .
زياده چه زحمت دهد .
سند شمارهء ( 70 ) مورخ : ربيع الثانى 1278 ق . / 1861 م . از : مؤيد الدوله حكمران فارس به : ميرزا محمّد على خان كارپرداز اول مخصوص دولت ايران مقيم بندر بمبئى
عاليجاه مجدت و نجدت همراه ، كفايت و درايت انتباه مقرب الحضرت الخاقان ميرزا محمّد على خان ، كارپرداز اول مخصوص دولت علّيه مقيم بندر ممبئى به توجهات باطنى نواب مستطاب اشرف و الا مستظهر و اميدوار بوده بداند كه برحسب اشارهء علّيهء ملوكانه و استدعاى آن عاليجاه خدمت اولياى دولت علّيه ، درين وقت عاليجاه صداقت آگاه زبدة الاماثل و الانتباه ميرزا عبد اللّه را مأمور اقامت بندر مسقط فرموديم كه در آنجا مقيم و متوقف گرديده ، عريضهجات و نوشتهجات آن عاليجاه مقرب الخاقان به توسط مشار اليه به كارگزار مهام
هامش
( 1 ) . براساس سند شمارهء 67 تعيين شد .