تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
خارجهء فارس نوشت كه براى ازدياد بصيرت و اطلاع به مأمور آنجا القاء نمايد و به صيد ثوينى ، حاجى احمد وزيرش كه اصل او مينابى و تبعهء دولت علّيه و مرد دولتخواهى است ، در ضمن نوشتجات خود تأكيد و سفارش نوشت كه در پاسدارى و احترام مأمور آنجا نهايت مراقبت را به عمل بياورد و احترام او را بيش از مأمور انگليس مقيم آنجا مرعى و منظور دارند تا خود مأمور چگونه سلوك نموده و قايه مراتب شأن خود را به چه نحو محروس دارد . اگرچه از اين كمترين عرض نمودن اين قبيل چيزها فضولى است ليكن در چيزى كه خدا نكرده نقص دولت در آن ضمن تصور مىشود ، خوددارى نمىتواند بكند . استدعا دارد كه به نواب معظم اليه مرقوم شود مأمورى كه به مسقط مىفرستند از سفالكهء شيراز نباشد و مواجبش به قدر كفايت خرج يوميه بوده ، سر سال برسد كه در ميان اعراب خارجى كه از همه قوم بيشتر خورده‌بين‌ترند ، نقصى پديدار نشود . 14 شهر ذيقعدهء سنهء 1277 .

سند شمارهء ( 66 ) مورخ : 24 ذيحجهء 1277 ق . / 1861 م . از : والى فارس به : مؤتمن السلطان ، وزير امور خارجه

جناب جلالتمآب مؤتمن السلطان دوست مهربان ، وزير امور خارجه دام اقباله . مراسله‌جات محبّت آيات آن جناب مورخهء غرّهء شهر ذيحجة الحرام چاشنىبخش مذاق محب گرديد . اشعارى از واردات بر شيخ صقر قشمى و اينكه مخالف قرارنامهء دولتى از جناب امام مسقط به ظهور رسيده و لازم است كه از اين ايراد حسابى صرف‌نظر نشود ، فرموده بودند . بلى در كمال شدّت ، مطالبهء احقاق حق و ردّ اموال شيخ مشار اليه از جناب معزى اليه و تفصيل آن سابقا به جهت اطلاع آن جناب نگارش يافت . اين اوقات كه عاليجاه ميرزا على اكبر ، امين تذكرهء بندر عباسى ، از بابت مرخصى ايام تابستان به شيراز آمد ، تفصيلى مذكور داشت كه در ايام توقف جناب امام مسقط در جزيرهء هرموز كه نوشتهء اينجانب به معزى اليه رسيده بود ، فرستاد شيخ صقر را آوردند و بعضى از اموال او را رد نمود و در مقام دلجويى و رضاى خاطر او برآمد و نوشتهء رضانامه به مهر علما و اهالى جزيرهء مذكوره از مشار اليه گرفت و شرحى هم كه در جواب اينجانب مشتمل بر حصول رضاى شيخ مشار اليه نوشته بودند ، انفاد خدمت آن جناب گرديد . فى الواقع از قرار تقرير عاليجاه ميرزا على اكبر به سبب وقوع اين فقره نهايت اميدوارى براى اهالى آن سامان از جانب اولياى دولت علّيه حاصل گرديده است و تفاوت كلى در رفتار مباشرين جناب معزى اليه در آن صفحات به هم رسيده است كه با كمال احتياط حركت مىنمايند و با اهالى آن سامان به طور درستى رفتار مىنمايند كه مبادا احدى شاكى و عارض گردد . چون لازم بود به جهت آگاهى آن جناب زحمت داد . مورخهء 24 شهر ذيحجهء 1277 .

سند شمارهء ( 67 ) مورخ : 1277 ق . / 1861 - 1860 م . از : كارگزارى بندر عباس به : وزارت امور خارجه

هو اللّه خداوندگارا فدايت شوم . چون مقتضى مراسم چاكرى مستلزم آنست كه پيوسته به ارسال عريضجات عبوديت آيات خود را متذكر خاطر مرحمت ذخاير ساخته كه از جمله فراموشان از انجمن حضور آفتاب ظهور محسوب نگرديده باشد ، درين وقت كه عاليشأن اسد اللّه بيك فرستادهء عاليجاه مجدت و نجدت انتباه مقرب الحضرت الخاقانيه ميرزا محمّد على منشى مهام و كارپرداز امور خارجهء فارس ، مرحله‌پيماى آستان مرحمت نشان بود ، لازم آمد كه بدين مختصر عريضه جسارت نمايد كه بعد از ورود به شيراز و اطلاع به هم رسانيدن از دستور العمل جديد در باب امور تذكره و انتظام آن ، مكرّر به ارسال عرايض عبوديّت فرايض جسارت ورزيد و از عدم قابليّت به جواب سرافراز نگرديد . درين وقت كه معاودت به بندر عباسى نمود كه حسب الامر مشغول اجراى فرمايشات و احكام دولتى بشود لازم گرديد كه از معاودت و روانه شدن به بندر ، كارگزاران را اطلاع داده باشد . مستدعى چنان است كه اين فدوى عبوديّت شعار را از زمرهء چاكران صداقت كيش محسوب فرموده ، نظر مرحمت باز ندارند كه موجب ازدياد اميدوارى قاطبهء خدمتگزاران خواهد بود و جواب عريضهء جناب امام مسقط را كه مدّتى قبل ارسال حضور باهر النور نمود ، مقرّر دارند كه صادر و ارسال شود . چون لازم بود جسارت نمود . امره الاجل الاكرم الافخم مطاع .