سند شمارهء ( 50 ) مورخ : 1276 ق . / 1860 - 1859 م . به : وزارت امور خارجه
قربان حضور مباركت شوم .
از آنجايى كه مراتب مرحمت جناب جلالتمآب بندگان عالى را دربارهء خود به سرحد انتها مىداند و خود را از زمرهء چاكران مىشمرد بر خود واجب و لازم مىداند كه مهمات خود را به عرض حضور مبارك برساند .
چند يوم قبل كه حسب الامر مبارك حضرت مستطاب بندگان امجد ارفع اسعد اشرف و الا آقاى حسام السلطنه روحى فداه از بوشهر به جهت انتظام امور گمركات عباسى و بندر لنجه در شرف حركت بود عريضه از بابت نرسيدن سيصد و هفتاد تومان بقيهء مواجب دوسالهء خود از طرف جناب قوام الملك و بىاعتنايى نمودن ايشان و رفتن به شيراز به حضور مبارك عرضه داشته و به توسط پست مقرره انفاد نموده كه گويا تاكنون از لحاظ مبارك گذشته باشد و اين هم كه عرض شده بود كه گماشتهء معزى اليه در عباسى است و يحتمل در عباسى از عين حساب و گماشتهء ايشان اخذ مىنمايم ، آن هم قبل از ورود چاكر به عباسى حساب خود را صاف كرده و به طرف شيراز رفته بود كه فعلا دست چاكر از آن سيصد و هفتاد تومان بقيهء مواجب دوساله كوتاه است و از ميان رفته است ، اين است كه محض استحضار خواطر مبارك در مقام اين مختصر عريضه برآمده كه از طريق مرحمت و چاكرنوازى ، قبل از حركت حضرت مستطاب بندگان امجد ارفع اسعد اشرف و الا آقا حسام السلطنه روحى فداه از دار الخلافه به عزم بنادر خليج فارس ، مستدعى چنانم كه حكمى از مصدر جلالت بندگان حضرت مستطاب ارفع امجد افخم صدارت عظمى روحى فداه به عهدهء حضرت و الا صادر فرمايند كه هم مبنى به اظهار مراحم و سفارش خود چاكر به حضرت و الا باشد و هم حكمى محكم از بابت مرحمت شدن مواجب مقرره سنواتى همه سالهء چاكر باشد كه هنگام شرفياب شدن خود فدوى چاكر حضور مبارك حضرت و الا روحى فداه از لحاظ مباركشان گذرانيده بعدها در اين خصوص اسباب زحمتافزايى خواطر مبارك فراهم نيايد و از توجه و مرحمت جناب جلالتمآب بندگان عالى از اين بابت همه ساله آسوده خواطر و دعاگو باشم و اميدوارم كه از صدور آن حكم محكم مضايقه نفرمايند و فدوى را از اين جهت آسوده فرموده باشند كه زياده از اين خاطر مبارك را زحمت داده باشم و حضورا هم اگر سفارشى از حضرت مستطاب بندگان اسعد افخم صدارت عظمى روحى فداه به حضرت مستطاب اسعد اشرف و الا بفرمايند مزيد مراحم و موجب شكرگذارى چاكر خواهد بود و همه اوقات مترصد زيارت احكامات مطاعه و ارجاع خدمات و فرمايشات است . الامر الاجل العالى مطاع .
سند شمارهء ( 51 ) مورخ : محرم 1276 ق . / 1859 م . از : كارگزار خارجهء فارس به : وكيل التجارهء رعاياى انگليس مقيم فارس
سواد نوشتهء عاليجاه كاستلى صاحب ، وكيل التجّار دولت بهيهء انگليس ، به عاليجاه ميرزا محمّد على كارگذار مهام خارجهء فارس .
محترم مطاعا مكرما .
در باب اجارهنامه كه اين دوستدار ارسال نمودم كه به مهر ديوانخانه رسانيده ، از قرارى كه مذكور شد گويا آن مطاع مكرّم ايراد گرفتهاند كه بايد اول عاليجناب شيخ الاسلام مهر نمايد بعد به مهر ديوانخانه رسانيده باشند .
هر چه تصور مىنمايم نمىفهمم كه اين ايراد از چه بابت است .
خود آن مطاع مكرّم اطلاع دارند از جمله شروطى كه فيما بين دولتين عليّتين واقع شده است ، يكى اين است معاملاتى كه فيما بين اشخاصى كه از جمله تبعهء دولت انگليس يا رعيت دولت علّيهء ايران واقع مىشود ، همان مهر ديوانخانه مكفى است . در صورتى مهر جناب شيخ الاسلام لازم مىشود كه مهر ديوانخانه حاضر نباشد . قرار و قانون جميع ممالك محروسهء ايران به نهجى است كه اظهار شد در صورتى كه جميع ممالك ايران قاعده و قانون چنين باشد ، شما نيز معلوم است كه راضى نخواهيد شد كه در شيراز كارى كرده باشيد كه باعث تأخير در امورات تبعه و لهقهء دولت انگليس بوده باشد . علّيهذا نوشتهء رسيد وجه اجارهء خانه را فرستاده كه زحمت كشيده به مهر ديوانخانه رسانيده به جهت دوستدار ارسال دارند . چون زياده مطلبى نبود ، مزاحم نمىشوم . مورخهء پنجم شهر محرم الحرام سنهء 1276 .
جوابى كه عاليجاه ميرزا محمّد على به مشار اليه نوشته است .
محترم مطاعا مكرما .
در باب مهر نمودن كاغذ اجارهنامهء خانه كه قلمى و اظهار فرموده بودند ، دوستدار ايراد گرفتهام و رسانيدن به مهر جناب شيخ الاسلام لازم نيست و همان مهر دولتى كافى است ، لازم افتاده كه از بابت آگاهى آن مطاع محترم اظهار نمايم كه بناى دوستدار در جميع امور بر اين است كه به عون اللّه تعالى كارهاى تبعهء طرفين بر وفق قاعده و نهايت انضباط بگذرد كه بعد از گذشتن زحمتى به جهت آن مطاع مكرّم و دوستدار به هم نرسد و مقصود اولياى دولت علّيه از رسانيدن تمسكات و نوشتجات معاملات تبعهء طرفين به مهر مبارك دولتى اين است كه بعد از معتبر نمودن اين مهر ، ديگر راه گفتگو و ادعا مسدود باشد . از اينكه تصحيح معاملات بر قواعد شريعت مطهّره و تصديق علماى بلد مىباشد به اين جهت در مقام اظهار برآمدم كه نوشتهء اجارهنامهء خانه را به مهر يكى از علماى بلد برسانيد پس از آن به مهر