سند شمارهء ( 34 ) مورخ : 1272 « 1 » ق . / 1856 - 1855 م . به : وزارت امور خارجه
هو
تصدقت شوم !
به تاريخ 28 شهر محرم ، كشتى كوچكى از طرف حاجى عبد المحمّد به بوشهر آمده مشار اليه نوشته بود كه با امام مسقط امر بندر عباسى را گذاردهام . در يوم 17 شهر محرم به اتفاق سيد على ، بنى عم امام مسقط ، و حاجى محمّد على تاجر ملقب به كبابى كه شيرازى است و در مسقط توطن دارد و شيخ احمد شاه ، فرستادگان معزى اليه ، به اتفاق پيشكش به لارستان خدمت اميرزاده عبد الباقى ميرزا روانه شديم كه از آنجا روانهء شيراز شده در خدمت نواب اشرف و الا مؤيد الدوله ، حكمران فارس ، امر بگذرد . اموال تجّار يزد و كرمان را هم قرار دادند وكلاى تجّار به جزيرهء قشم بروند هر يك مال خود را متصرف شوند و حمل نمايند . ديگر تفصيل اينكه قرار ماليات را چگونه داده است ، ننوشته بود . البته خودش معروض خواهد داشت .
زياده جسارت است .
سند شمارهء ( 35 ) مورخ : 20 شعبان 1272 ق . / 1856 م .
هو اللّه تعالى شانه
چون برحسب امر و اجازت اولياى دولت قاهرة الباهرة خلد اللّه تعالى دوام شوكته و امره حكومت بندر عباسى و جزيرتين قشم و هرموز و محال عيسين و تازيان و شميل و ميناب و بيابان و بندر خمير كه همگى ملك مختص دولت ايران است از قرار شروط و قيود شانزدهگانه مقرّره مفصّله به كار گذاران جناب جلالت و نبالت پناه مجدت و نجدت و شوكت انتباه شهامت و ايالت و بسالت همراه صيد سعيد خان امام مسقط و عمان واگذار و مفوض كرديم كه از قرار همين شروط و قيود مقرره رفتار نموده و هيچ شرطى از شروط را مهمل و متروك نگذارند .
اولا : آنكه حاكم بندر عباسى بايد تابع اين دولت باشد و مثل ساير حكام فارس در اطاعت فرمانفرماى فارس باشد و نوشته خدمت باولياى دولت بسپارد كه من از تبعهء دولت ايرانم .
ثانيا : همه ساله مبلغ شانزده هزار تومان از بابت ماليات و پيشكش و تعارف از او بدار الخلافه طهران يا دار العلم شيراز از قرار تفصيل در چهار قسط كارسازى نموده از كارگذاران ديوان اعلى سند خرج بگيرند .
ماليات 12500 تومان
پيشكش استمرارى بندگان صدر اعظم 2000 تومان
پيشكش سركار فرمانفرماى فارس 1000 تومان
تعارف مقرب الخاقان شجاع الملك 500 تومان
ثالثا : خندقى كهبنا گذارده در دور بندر عباسى حفر مىنمودند پر نمايند و بعد از اين هم ابدا خندق را حفر نكنند .
رابعا : مدّت بيست سال اختيار حكومت آنجا با جناب امام مسقط و اولاد و امجاد او باشد و بعد از انقضاء مدت بيست سال آنجاها را معمور و آباد به دولت واگذار نمايند اگر در ثانى باز اولياى دولت خواستند حكومت آنجا را به امام مسقط و اولاد او واگذار نمايند باقتضاى رأفت ، فرمان و دستورالعمل خواهند داد و الّا اختيار خواهند داشت كه خود تصرف كرده حاكم ديگر بگمارند .
خامسا : بيدق دولتى با چند نفر مستحفظ بيدق و يك نفر تذكرهچى هميشه در آنجا بوده رعايت شرائط احترام بيدق دولت را منظور دارند كه در هر ماه چاپار دولت بجهه آوردن روزنامه و سركشى بيدق و عمله بيدق به آنجا بيايد و در ايام اعياد و روز مولود مسعود بندگان اقدس شهريارى روحنا فداه توپ شادى و مبارك باد بلندآوا سازند و همچنين هر شب و صبح شليك توپ وارده نمايند .
سادسا : حكام بندر عباس و رعايا و قاطبهء ساكنين آنجا كه در دست حاكم بندر عباس خواهند بود و در اين چند سال خدمت به دولت كردهاند به هيچ وجه در مقام ايذا و اذيت و بهانهجوئى با آنها برنيايند و كمال رعايت و سرپرستى از آنها به عمل بياورند .
سابعا : حاكم بندر عباسى سواى از بندر عباس و جاهائى كه در عهد خاقان عليين آشيان فتحعلى شاه مبرور در دست داشته و حال نيز مرقوم است زياده از آن بجاى ديگر دخل و تصرف نكند .
ثامنا : هر وقت فرمانفرماى فارس يا حكمران لارستان بر سبيل تفرج و شكار خواسته باشند به آنجا بروند حاكم بندر عباس مثل ساير حكام شرائط خدمتگذارى و استقبال و لوازم احترام به عمل آورد .
تاسعا : اگر براى حكام فارس يا كرمان به جهت مهمّى لازم شود كه قشون به صفحات كج و مكران و بلوچستان بفرستند مثل ساير حكام ولايات در لوازم خدمت و رساندن سيورسات و بدرقه و اينطور چيزها اهمال نكرده و خوددارى ننمايند .
عاشرا : اگر فرمانفرماى فارس قصورى در خدمتگذارى حاكم بندر عباس مشاهده نمايد بمحض اخبار به جناب امام مسقط بدون عذر و اهمال فورا او را عزل كرده حاكم ديگر كه امام مسقط مصلحت بداند و در اطاعت حاكم فارس باشد به جاى او بگمارد .
حادى عشر : هرگاه از رعاياى لارستان و سبعه و ساير مملكت فارس يا از رعاياى مملكت كرمان به آنجا بيايند و به آن حدود فرار كنند به محض اظهار و اعلام ضابط آن محل به موطن اصلى معاودت دهد .
هامش
( 1 ) . براساس فارسنامهء ناصرى ، ج 1 ، پيشين ، صص 805 - 807 .