تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠

سند شمارهء ( 29 ) مورخ : « 1 » 1272 ق . / 1856 - 1855 م . از : كارپرداز ايران در بمبئى به : وزارت امور خارجه

هو تصدقت شوم ! حال كه امام مسقط اموال تجّار يزد و كرمان را در جزيرهء قشم محّجر كرده و اين جسارت بزرگ را هم كرده چون بغله‌جات اهالى مسقط به سمت بصره آمد و شد دارند ، دو سه جا هست در حوالى محمره [ خرمشهر ] روى دريا كه اگر اهالى محمره بخواهند آنها را مانع از عبور شوند يا گرفته محّجر كنند ، ميسر است . مقرر فرماييد در اين باب حكمى به نواب مستطاب احتشام الدوله صادر فرماييد . شايد انشاء اللّه سفاين متعدده از آنها در آنجا محّجر شود تا مال تجار را از قشم مستخلص نمايند . الحمد اللّه جناب حاجى قوام هم كمتر از شيخ عبد الرحمن حركت نكرده . يك سال كامل است مال مردم را در گمرك شيراز خوابانده است . نواب اشرف و الا مؤيد الدوله هم مجالس متعدده براى رفع اين فقره آراست و به جايى نرسيده . آن مال التجاره حالا بايست نقد شده دوباره براى خريد جديد رفته باشد . به خلاف عدالت يك سال است در شيراز محّجر است . اطلاعا عرض شد تا چه مقرر فرمايند . [ حاشيهء بالاى سند : احتمالا دستخط ناصر الدين شاه قاجار ] حاجى قوام چرا بايد مال مردم را نگاه دارد . البته بنويسيد رد كند .

سند شمارهء ( 30 ) مورخ : 1272 « 2 » ق . / 1856 - 1855 م . از : احتمالا « حاج عبد المحمّد ملك التجّار بوشهرى » به : وزارت امور خارجه

فدايت شوم . تصدقت گردم . معروض رأى مبارك مىدارد در باب قرار و مدار كار عباسى كه در عريضه عرض كرده‌ام در گفتگوى انقطّاع و انفصال آن مىباشم . اين دو سه روزه در حضور سركار نواب اميرزاده دام شوكته مكالمه و [ ] نموده بالاخره قرار بر اين شد كه به جهت ملاحظهء عظم شأن و شوكت دولت ابدآيت قاهره بهتر آن است كه حضرات فرستادگان جناب امام را فدوى جان‌نثار برداشته به شرار درب خانهء سركار نواب مستطاب اشرف و الا مؤيد الدولة العلّية العالية ، حكمران مملكت فارس ، برد . [ در ] حضور سركار نواب معظم اليه امر صورت اتمام و اصنام يابد . علّيهذا انشاء اللّه الرحمن به تاريخ يوم نهم شهر حال از اينجا از خدمت نواب مستطاب اميرزادهء اعظم مرخص و با فرستادگان جناب امام مرحله‌پيماى كعبهء حضور سركار نواب اشرف و الا مؤيد الدولة العلّية العالية خواهد شد . و در باب قرار ماليات حسب الحكم محكم سركار عظمت مدار سپهر اقتدار بندگان خداوند نعمت مدّ ظله العالى از قرار سالى دوازده هزار تومان [ معادل به خط سياق ] اصل ماليات و دو هزار تومان پيشكش كه جميع آن چهارده هزار تومان [ معادل به خط سياق ] باشد ، قطع و فصل كرده‌ام . چيزى كه باقى است حكايت پيش‌كشى كه [ ] بايد بدهند و بعضى قيود و شروط آن هم انشاء اللّه تعالى بعد از ورود به شيراز به نوع خاصى خواهد گذشت . حقيقت اين است كه گذشتن اين امر بسى محسنات دارد كه از آن جمله يك حسنش اين است كه همين كه اين كار بگذرد صد هزار نفس ، متجاوز را احياء فرموده‌اند . اگر بخواهم تفصيل پريشانى و بىسامانى و اتمام رعاياى اين سامان از حدود عباسى و توابع آن الى سبعه و لارستان و فصا و داراب و ساير اهالى اين صفحات را به خدمت معروض دارم ، عشرى از اعشار آن را نمىتوان معروض داشت . الحمد للّه رب العالمين همهء مطالب بر رأى مهر آراى مبارك واضح و لايح است و چيزى مخفى و پوشيده نيست . همين قدر معروض مىدارد كه پس از اتمام اين كار صد هزار نفس كه همه پريشان و تمام مىباشند آسوده حال و مرفه الاحوال مشغول به دعاى دوام عمر وجود دولت قويشوكت سركار سكندر اطوار كسرى شعار اعليحضرت بندگان اقدس شهريارى ظل اللهى روحى و روح العالمين فداه و جناب جلالتمآب شوكت و عظمت نصاب بندگان اجل اشرف ارفع اكرم خداوندگار اعظم افخم دام اجلاله العالى خواهند شد و بعضى مطالب و عرايض ديگر هست كه در اين عريضه عرض كردن جسارت است به عاليشأن خير الحاج حاج محمّد رحيم نوشته‌ام . به حضور جلالت دستور مبارك معروض خواهد داشت . زياده جسارت نمىشود .
هامش
( 1 ) . براساس كتاب تاريخ مسقط و عمان ، بحرين و قطر ، پيشين ، صص 126 و 129 . ( 2 ) . براساس فارسنامهء ناصرى ، ج 1 ، پيشين ، ص 806 .