تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
حاكم هوشيار با فطانتى لازم است كه مردم را به سلوك و سازش و ارتباط و آميزش وا دارد به خود رام كرده به وعيد و نويد و خلعت و احسان ، اين طايفه را به اطاعت درآوردن آن وا دارد ديگر نه در عباسى نشسته ، درب آمد و شد خاص و عام را بر خود بسته خبر نداشته باشد كه با بودنش در ولايت ، آذوقه به جزيرهء قشم حمل مىشود و از اصل عباسى از حركت و سكون او روزنامه به مسقط روانه مىدارند . شخص با اطلاع به فدوى گفت : اگر حاكم عباسى كارگزار و كاردان باشد و مردم را به خود راه دهد و قدرى در مخارج لازمه از دولت اختيار داشته باشد كه اجاره‌دار نباشد ، مىتواند در عباسى نشسته باشد كه على الصباح سر شيخ عبد الرحمن قشمى را در مجلس او دو نفر عرب بيارد و اهالى بندر لنگه به يك ساعت قشم را تصرف مىتوانند نمود كه به هيچ وجه احتياج به قشون دولت نباشد ، لكن حالا مسامحه خواهند كرد و به واسطهء اينكه سفاين ايشان بايد براى معامله روى دريا گردش كند و دولت ايران را جهازات جنگى نيست كه دفع تعدّى روى دريا را از ايشان تواند نمود ؛ در اين صورت معلوم مىشود كه نگاهدارى عباسى و مضافات او على العجاله موقوف به حاكم كامل عاقل با وقوف است كه به حسن تدبير ولايت را حراست كند تا به مرور جهازات دولتى ساخته و امور جميع بنادر انشاء اللّه به عون الهى و مدد بخت همايون اعليحضرت اقدس شاهنشاهى روحنا فداه پرداخت شود . چاكر با عدم فطانت خود تصديق مىكند كه اگر حاكم آن حدود نوكر كاردان و صديقى باشد كه بداند چه بايد كرد و غيرت دينى و دولتى در او باشد و به قانون مباشرين دولتهاى فرنگ جايى كه براى پيشرفت كار مخارجى لازم باشد از جانب دولت مختار باشد عباسى و آن حدود را به دلخواه متصرف شده و منتظم كرده مىتواند جاهاى خارجه را نيز تا حدود سند تابع دولت علّيه كند و دفع مفسدين را به مضمون اللهم اشغل الظالمين بالظالمين از اهل همان سرزمين نمايد . دولت انگليس ممالك هندوستان را نه به شمشير ، بلكه به حسن سلوك و بذل ماليات يك ساله و دوساله و [ ] رأى و تدبير گرفت و الّا بديهى است كه در صورت عدم جهازات دولتى و گذراندن حاكمى امثال عباس خان عامى جز مخارج هر ساله و قشون‌كشى بىحاصل ثمرى مترتب نخواهد شد . محض اطلاع دادن از اوضاع جسارت به عرض نمود . ظاهر است كه رأى چاكر را قدر و مرتبه و حد و ياراى اين‌گونه عرايض نيست ، چون به قدر خود در مرحلهء دولتخواهى و در راه دين و دولت اندك غيرتى دارد ، اين جسارتها را مىنمايد كه اولياى دولت قاهره را آگاهى دهد . اميد كه خداوند جهان ، تيغ پادشاه جمجاه دين پناه روح العالمين فداه را بر مفارق بدخواهان دولت قاطع و برّا نمايد و بر قدرت و شوكت اولياى اين دولت ابد آيت افزايد . زياده موجب اطناب است . امركم مطاع .

سند شمارهء ( 28 ) مورخ : « 1 » 1272 ق . / 1856 - 1855 م . از : كارپرداز ايران در بمبئى به : حكمران فارس - مؤيد الدوله

فدايت شوم . نواب مستطاب اشرف و الا حكمران مملكت فارس مؤيد الدوله روحى فداه . در باب عباسى و جزيرهء قشم كه آن هم خاك ايران و جزو بندر عباسى است ، ملفوفهء رقمى به اين بنده مرقوم فرموده‌اند كه در جوف عريضهء بندگان صدارت عظمى نهاده به نظر سركار عالى خواهد رسيد . شيخ عبد الرحمن قشمى كه رعيت دولت علّيه و صاحب جزيرهء قشم است و به مرور دهور اموال و نقود موفور اندوخته به مضمون انّ الانسان ليطغى ان راه استغنى ، بغى و طغيان را به درجه رسانده كه دست شيطان به شرفات حصار شرارتش نمىرسد ، تأديب و تدميرش از فريضه لازم‌تر است . قبل از واقعهء عباسى چون او از جانب امام مسقط منصب سردارى داشت دور عباسى بناى قلعه‌دارى گذاشت . رعايا و تجّار عباسى را عنفا به جزيرهء قشم فرستاد . پس از تسخير عباسى از ورطهء هلاكت ، جانى به سلامت بيرون برده به جزيرهء مزبور رفته سفاين بنادرات فارس كه در مرور و عبور بودند همه را گرفته محجّر نمود . سهل است بغلهء بن شمس كه علم دولت علّيه دارد از ممبئى بىخبر مىآمده است . خواست او را بگيرد ، اهالى بغله به مدافعه پرداختند و خود را مستخلص ساختند . به كلى روى دريا را مغشوش كرده است . حسب الامر نواب و الا با مشار اليه در مقام محاوره برآمده جوابى نوشت كه ديدنى و خواندنى است . سواد آنها در جوف است . به نظر مبارك عالى خواهد رسيد . تا چه مقرر دارند .
هامش
( 1 ) . براساس فارسنامهء ناصرى ، ج 1 ، ص 800 - 801 .
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 199 | حسن حبيبى / محمد باقر وثوقى