تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
درين باب نمايد و چند طغرا كاغذ كه ربط در اين خصوص داشت ، ارسال داشتند كه الان موجود است . چون دوستدار نمىتوانست بىآنكه فرامين و قراردادهاى او [ امام مسقط ] را ملاحظه كند ، اقدام به نصيحت نمايد لهذا از براى پيشرفت خواهش آن جناب اشرف مستندات او را از آنجا خواست كه به طهران بفرستد و حال آن جناب اشرف من غير حق نسبت تهمت به عاليجاه مجدت و نجدت همراه باليوز صاحب و وكلاى دولت انگليس عموما در اين فقره مىدهند . چون آن جناب اشرف سبقت درين گفتگو نمودند و تهمت نسبت به صاحب‌منصبان و وكلاى دولت انگليس زدند كه امام مسقط را تحريك مىنمايند ، حالا دوستدار به اطلاع آن جناب اشرف مىرساند كه در زمستان گذشته كه دوستدار در بحر العجم بود ، مخبر شد كه امام مسقط جهت كشته شدن نوكرهايش در بندر عباس زياد تكدّر داشت و مصمم شده بود كه در اين تابستان بر سر بندر عباس هجوم آورده و هم بندر ابوشهر را محاصره نمايد . راه دخول بندر ابوشهر تنگ و صعب است . به محض آنكه سه چهار كشتى جنگ از امام مسقط در آنجا مىآمدند و لنگر مىانداختند ، امر كل تجارت آن بندر را كه عبارت از همهء تجارت جنوب ايران باشد ، به سهولت مختل مىكردند . فقط اصرارهاى مؤّكد عاليجاه مجدت و نجدت همراه باليوز صاحب مانع اجراى آن خيال شد و عاليجاه معزى اليه در دوستى به دولت ايران راضى نبود كه اين ضرر و خسارت زياد به تجارت دولت ايران برسد . لهذا از امام مسقط خواهش نمود كه امسال را حوصله نمايد تا ببيند بلكه به توسط دوستانه در طهران قرارى در اين باب گذاشته شود . حال در عوض اين ، توسط عاليجاه مجدت و نجدت همراه باليوز صاحب آن جناب اشرف اين طور مىنوشتند و تهمت نسبت به صاحب‌منصبان دولت انگليس و عاليجاه معزى اليه مىزنند كه ايشان تحريك امام مسقط مىنمايد . اگر ميل آن جناب اشرف باشد ، دوستدار به عاليجاه مجدت و نجدت همراه باليوز صاحب مىنويسد كه به امام مسقط اطلاع بدهد كه دولت انگليس ديگر در اين خصوص رجوعى ندارد . خواه بندر ابوشهر را محاصره نمايند و بر سر بندر عباس هجوم بياورند ، خواه نكند دوستدار اين را مىنويسد ليكن قبل از آنكه اين خواهش از آن جناب اشرف بشود ، نصيحت دوستدار اين است كه خسارت سنگينى كه عايد اين مملكت مىشود و در مقابل هيچ منفعتى متصور نيست به دقت بسنجد . امام مسقط در بحر العجم كشتيهاى جنگ دارد و دولت ايران ندارد . لهذا هرگاه در هر جا بخواهد حمله بياورد از براى امام مسقط ممكن است و در مقابل از براى دولت ايران ممكن نيست . راست است كه مملكت ايران بزرگ است و ولايت امام مسقط كوچك است و ليكن دليل بر اين نخواهد بود كه از نضاع امام مسقط منفعت به دولت ايران باشد . شيراز جنگ با زنبور منفعتى نمىبرد . خلاصه از كفايت و عاقبت‌انديشى آن جناب اشرف استفسار مىشود كه كدام از براى دولت ايران مفيدتر است كه باز بندر عباس را در اجارهء امام مسقط بگذارند از براى باج معيّن و به اين جهت همهء تجارت بحر العجم جنوب مملكت ايران منظّم باشد يا اينكه چندين صد هزار تومان و چندين هزار نفس هر سال تلف بشوند در پوشش بيرون كردن امام مسقط از بندرى كه هوايش به حدى متعفن است كه احدى از آن به هيچ وجه در آنجا در تابستان نمىتوانند زيست نمايند و احتمال چندين هزار تومان مخارج و خسارت هم دارد در محاصره شدن بندر ابوشهر و مسدود شدن راه تجارتى همهء جنوب ايران . دوستدار نمىداند كه حاكم فارس يا ديگرى از صاحب‌منصبان از فارس چه چيز نوشته‌اند ولى به آن‌جناب اشرف اطمينان مىدهد كه عوض آنكه بخواهند اين منازعه كه در خصوص بندر عباس موجود است ، تحريك بكنند يا طول بدهند اولياى دولت انگليس در عالم دوستى از براى دولت ايران از روى [ ] قلمى دارند كه اين منازعه زودتر به قرار دوستانه انجاميده نماند و دوستدار مىتواند بالصراحه اظهار نمايد كه عاليجاه مجدت و نجدت همراه باليوز صاحب هيچ وقت مخالف اين عقايد را هرگز معمول نداشته و نخواهد داشت . زياده زحمتى ندارد . حرر فى 17 شهر ذيعقدهء 1271 .

سند شمارهء ( 27 ) مورخ : صفر « 1 » 1272 ق . / 1856 - 1855 م . از : احتمالا « كارپرداز ايران در بمبئى » به : وزارت امور خارجه

فدايت شوم . نواب مستطاب اشرف و الا مؤيد الدوله ايده اللّه تعالى ، عبد اللّه خان صارم الدوله را مأمور به انتزاع و استيخاذ بندر عباسى فرمودند و واضح است كه اعراب را تاب مقاومت و مقابله نخواهد بود و خواهند رفت . لكن اگر آن صفحه را باز به مثل عباس خانى بسپارند و آن طور مستحفظ بگذارند جز حصول بدنامى هر ساله ثمرى مترتب نخواهد بود . آنچه اين فدوى به موجب استفسارى كه از معتبرترين متوطنين آنجا كرده و به طور حقيقت و بصيرت استحضار حاصل نموده ، عباسى قلعه‌ايست در كنار دريا . محل اقامت تجّار هر ولايت و بندرگاه است . رعيتى و زراعتى ندارد . اصل ولايت و مقام رعيت ميان آب و شميل است و اين دو جا از قرارى كه بيان مىكنند دو مملكت است . سواى رعيت ولايتى هشت هزار مرد شمشير زن از طايفهء بلوچ در اين دو جا سكنى دارند و چندين طوايف جمعند كه همه صاحب ملك و كشت و زراعت و نخيلات هستند و هر يك را طورى و طرزى و زبانى است كه الى حال زير بار خدمت نيامده و به هواى نفس خود حركت كرده‌اند . چنين ولايت را
هامش
( 1 ) . براساس كتاب فارسنامهء ناصرى ، ج 1 ، پيشين ، ص 803 .
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 198 | حسن حبيبى / محمد باقر وثوقى