ايران از مأمورين دولت انگليس هرگز چشمداشت اين نوع حركت را نداشتند و اين امر زياد در نظر عمده و غريب مىنمايد .
لهذا به اولياى دولت ايران واجب و لازم است كه به آن عاليجاه جلالت همراه تدارك شايسته اين عمل را تكليف نمايند و خسارت اهالى بندر چارك را اعم از قبيل قيمت بغلهء شيخ حسن و اسباب تجمل عيال اهالى بندر مزبور به علاوهء ترضيهء كافيه مطالبه نمايند . بديهى است كه آن عاليجاه كفالتپناه جواب اين مراسله را معجلا خواهند نگاشت كه معلوم گردد به چه نوع تلافى و رد خسارت اهالى بندر مزبور را قرار خواهند داد كه مراتب بايد به عرض حضور اقدس همايون پادشاهى روحى فداه برسد .
زياده زحمتى ندارد . حرر فى 7 شهر رمضان 1269 . [ حاشيهء بالا سمت راست و وسط : ] صحيح است .
سند شمارهء ( 14 ) مورخ : 21 رمضان 1269 ق . / 1853 م . از : احتمالا « سفارت انگليس در تهران » به : وزارت امور خارجه
جناب جلالتمآبا !
مراسلهء آن جناب مورخهء بيستم اين ماه در باب سرقت اهالى بندر چارك در دريا به آن طورى كه نگارش رفته بود ، رسيد . لهذا در جواب در مقام زحمت برمىآيد كه البته بر اولياى اين دولت معلوم است كه سالهاى متمادى است كه از اهتمام و كوشش زياد و اخراجات گزاف دولت انگليس است كه در درياى عمان عبور و مرور كشتيهاى تجارتى در كمال امنيت است نه تنها از براى تجّار و تبعهء دولت انگليس بلكه از براى تبعه و تجّار هر مملكت و دولتى است كه در آن صفحات تجارت دارند و آن سرقت دريايى و اغتشاش در روى آن دريا و سركشى و تمرّد آن اعراب اگر به كلّى به اصلاح نيامده باشد به ندرت در خيلى زمان طويل يكى به هم مىرسد . تا به حال هم نظر به كمال اتحاد و دوستى فيما بين دولتين و هم از عدم تسلط و نداشتن اسباب حرب دريايى گاهى كه از اين قبيل فساد و سرقت دريايى اتفاق مىافتاد هموارهء اوقات اين دولت رفع آن غوايل را محول به كشتيهاى دولت انگليس مىداشتند . مثلا تنبيه مشايخ بندر عسلو و بندر چيرو و بندر كنگان و ساير بنادر ديگر و غيره كه در ايام شاه مبرور اتفاق افتاده بود .
اگر از ابتداى جلوس سركار اعليحضرت شهريارى تاكنون سرقتى و فسادى و اغتشاشاتى در آن صفحات به ظهور نرسيده است دليلى بهتر از اين نمىشود كه چقدر منفعت و امنيت و آسودگى و رفاهيت از براى متردّدين آن صفحات حاصل گشته است معلوم است كه تحصيل اين منفعت بىگوشمالى برخى از اوقات اتفّاقيه در تلافى به مشايخ مفسد شرير آنجا كه هميشه طالب اغتشاش و فساد مىباشند نمىشود .
دوستدار از اولياى اين دولت سؤال مىنمايد كه در اين مدت مرجوعه رفع اين غوايل به كشتيهاى دولت انگليس چه ضرر و خسارتى به اين دولت مشاهده كردهاند ؟ البته هم اولياى اين دولت و هم تجّار تبعهء اين دولت تصديق خواهند كرد كه چقدر منفعت از براى ايشان از اعمال صاحبمنصبان بحرى پادشاه انگلستان در آنجا حاصل است .
علاوه بر اينها دولت انگليس خود تجّارت كلى در روى آن دريا دارد كه نمىتواند متحمل شود كه سرقت دريايى و اغتشاش و افساد مشايخ آن بحر به ظهور برسد و نظم ندهد . اما دوستدار تعجب مىكند كه با اينكه اولياى دولت ايران نمىتواند كه هم از اين محسنات اطلاع نداشته باشند و هم كه مدّتى است اين فقره را در مقام اطلاع اولياى اين دولت برآمده بود آن وقت اين اظهارات اصلا در ميان نيامده بود و حالا به اين قسمها نگارش مىدارند .
چون لازم بود اظهار داشت . تحريرا 21 شهر رمضان 1269 .
سند شمارهء ( 15 ) مورخ : احتمالا « 1 » 1269 ق . / 1853 - 1852 م . از : احتمالا « مأمور مقيم بندر عباس » به : وزارت امور خارجه
هو
قربانت شوم .
تعليقهء مبارك كه به افتخار مخلص فدوى صادر فرموده بودند در ساعتى نيكو شرف وصول يافت ، زيارت نمودم . از مرحمت و التفات سركار ، كمال اميدوارى و ممنونيت حاصل شد .
در باب شيخ سعيد بعد از فرار از عباسى ديگر آنكه روى به مسقط برود نداشته از اين جهت به كوهستان عمان رفته به قدر كفاف معاش چندين سالهء خود و طايفهء خود از اموال اينجانب كه به غارت برده وارد بارى جهاز جنگى انگريز [ انگليس ] در مسقط بوده محض تغيير هوا قپيطان ، جهاز را برداشته ، سمت شرقى قلعهء مسقط لنگر انداخته ، مستحفظين قلعه بدون تأمل [ ] تفنگ زياد به جهاز زدهاند .
پارهبند و شراع و بيدق جهاز را ضايع مىنمايند و فورا باليوز مسقط كرنل دسرد خبر به جوادر فرستاده كه تلگراف به دولت داده باشند تا چه دستور العمل از دولت برسد . حسب الظاهر بعد از اين مقدمه ديگر مسقطى به جا نخواهد ماند .
از بابت تلگراف از جاشك به دريا انداخته و الحال مشغول تعمير خانهها هستند كه به اجازهء دولت تعمير مىكنند و ظاهرا از راه خشكى خيالى ندارند كه از جاشك تجاوز كنند ولى به طول زمان بعيد نيست .
هامش
( 1 ) . براساس كتاب تاريخ مسقط و عمان ، بحرين و قطر ، پيشين ، ص 151 .