[ لغز ] زر
يارى كه خلايق همه كوشند او را * شاهان جهان حلقه بگوشند او را
چون ديده عزيز است به پيش « 1 » همهكس * و آنگاه به ترهاى فروشند او را
ايضا :
چيست فريبندهء مقصد عالى و دون * در طلب خير و شر ، نفع وى از حد برون « 2 »
بىسروپا تاخته كار همه ساخته * وز پى او باخته مرد سر و حيز كون
[ لغز ] سوزن :
اين طرفه نگر كه راستى خلق پسند « 3 » * هم نقب ز پشت و هم طلبكار « 4 » كمند
كوته مارى است خرد « 5 » و ماران دراز * آيند به سوراخش و كوتاه شوند
[ لغز ] قلم « 6 » :
يارى دارم لطيف و پاكيز گهر * دامن كشد و برهنه آيد بر سر
كارى دارد كه سرزنش يابد از او * ور ترك كند روان زنندش بر سر
هامش
( 1 ) -A: چون ديده بود عزيز پيش
( 2 ) -P: بيرون ؛CT III: فزون
( 3 ) -T: كه همه خلق راست پسند
( 4 ) -T: كرفتار
( 5 ) -T: كوته مارى است خورده
( 6 ) -P , C: ايضا ؛T: ايكنه