تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
دانستن روز نحس :
نحس باشد هفت روز « 1 » اندر مهى * رو حذر « * » كن تا نيفتى در سپنج « 2 » سه و پنج و سيزده با شانزده * بيست و يك با بيست و چار « 3 » و بيست و پنج
تسبيح :
مارى « 4 » كه بود جنبشش « 5 » از ياد خدا * در صد سوراخ باشد او را مأوا طفلى است كه ماهيان بر او جمع شوند * سوراخ روان گردد و او مانده به جا « 6 »
تخم‌مرغ :
آن حقه كه در ندارد و باشد پر * گويم به اشارتى كه دريابد حر خوبان چو بلور او شود ياقوتين * سايند به لعل ، آزمايند به در
قاضى اختيار فرمايند در خطبه‌اى قصيده برده است .
اى برده قصيده مديحت دل ما * حل كرده لغات اسم تو مشكل ما گر حاصل عمر صرف مدحت نشود * حاصل نبود ز عمر بىحاصل ما « 7 »
هامش
( 1 ) -P: روزى در ( 2 ) -T: چهى ( 3 ) -P: ندارد ( 4 ) -P: تارى ( 5 ) -A: جنبش و ( 6 ) -A: از اينجا تا پايان كتاب افتادگى دارد ؛ بقيه متن در نسخP: 698 ، نسخهء استالين‌آباد آمده است ( 7 ) -P: مصراعها جابه جا شده است ، ( * ) س 3 : حدر
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 424 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف