كاين فلك همچو شيشهء ساعت * ساعتى زير و ساعتى زبر است
الغاز « 1 » مولانا شرف الدين على يزدى
كردم از عقل كارديده سؤال * كه چه گويى به حق آن دو همال
كه كجانند « 2 » و با كجى « 3 » هستند * مايهء امن [ و ] حافظ اموال « 4 »
خود كج و در « 5 » نفاق ايشان هست * ( 224 B ) خاينان را نصيب يأس و ملال
هيچيك را گريز از آن يك نيست * كه ندارند بىهم استقلال
هم عروسند هردو هم داماد * درهم آويخته به گاه « 6 » وصال
ثقبهء هريكى از آن دگر * بر قضيبى چو سنگ بر « 7 » يك حال
ثالثى نيز بايد ايشان را * لعبتى نيكنام فتح مآل
كه به سوراخ هردو همچون مار * درخزد چست و حل شود اشكال
عقل گفتا در اول اخلاص * گر بخوانى « 8 » ميانهء انفال « 9 »
هامش
( 1 ) -T , C: الفاظ ؛B 2: اللغاز
( 2 ) -T , B 2: كجايند
( 3 ) -P: يا كجى
( 4 ) -B 2: ( به قلم قرمز ) + احوال
( 5 ) -A: كج و وز ( ؟ ) ؛T: كجدوز ( ؟ )
( 6 ) -C: پگاه ؛P: لگاه ؛T: تمام مصراع را ندارد
( 7 ) -B 2 , C , P: در
( 8 ) -P: بخانى
( 9 ) -T: آن فال