ثمانية و كلما حط ثمانية اخذت انت واحد حتى لا يبقى شيئا .
سبوى ده منى پرشير ، هفت منى و سه منى خالى ، چگونه من را در هفت توان كرد بىترازو « 1 » .
گرگ و گوسفند و پشتهء علف و لب رود .
حكايت سه مرد « 2 » هركدام زنى دارند بر لب دريا و هيچ كدام بر يكديگر « 3 » اعتماد ندارند و كشتى دو كس را بيش « 4 » نمىبرد ، چگونه گذرند ؟
مسئله « 5 » : عددى را كه در دل گيرند نصف [ آن ] عدد را بر آن بيفزايند باز مجموع را بر آن بيفزايند ، مزيد اول اگر كسر « 6 » داشته باشد [ صحيح سازند و آن را يكى اعتبار كنند و مزيد دوم اگر كسر داشته باشد ] نيز صحيح ساخته بر آن افزايند و آن را دو اعتبار كنند ، پس نه نه طرح كنند و هر نه را چهار اعتبار كنند آن عدد را كه در دل گرفته باشند معلوم توان كرد . مثلا سه در دل گيرند ، نصف آن يك و نيم است ، كسر دارد « 7 » ، آن را صحيح ساخته يعنى دو سازند ، و « 8 » بر آن افزايند پنج شود ، پس نصف پنج كه دو و نيم است ، نيز كسر دارد ، سه ساخته بر آن افزايند ، هشت شود ، پس گويد نه طرح كن چون نه نباشد ، كسر اول را كه گفتهايم يكى اعتبار كرده و [ كسر ] دويم را دو اعتبار كرده سه شود « 9 » .
مسئلة فى استخراج الخاتم « 10 » : اذا اخذ خاتم الذّهب فى احدى
( 214 A )
يديه [ و ] خاتم الفضّة فى اليد الاخرى ، فأمره « 11 » أن يأخذ فى اليد التى فيها
هامش
( 1 ) - كذا در تمام نسخ ؛ متن ناخواناست ( ؟ ) ؛B: در حاشيه آورده ؛T: قسمت اخير زيرنويس را آورده است ، مطايفه : بورى و قوى بر دسته علف آريك كنارى آنداق اوتكار گيم بروبردين يماسون
( 2 ) -A: مردم
( 3 ) - ديگر نسخ : بر ديگرى
( 4 ) -B: زياده از دو كس
( 5 ) -T: سئوال
( 6 ) -B 2: كثر در تمام مواضع
( 7 ) -C: باشد
( 8 ) -A: ساخته
( 9 ) - در اينجا حاشيه نسخهءBكه متن را در آنجا مىآورد ، تمام مىشود
( 10 ) - اين مسئله فقط درP , A: آمده است
( 11 ) - تمام نسخ : فمر