و مفصل اوراق محاسبهء او را به ارقام منها و من ذلك مقابله نمودى حشوى از قلم زيبا رقم او بارز نگرديدى ، و بر دفتر روزنامچه احوال وى كه فهرست مفردات راستى و كوتاه دستى بود بر ضلع هيچ فردى رقم تصرف و خيانت هيچكس نديدى . [ قطعه ] :
جهان مكرمت بحر ايادى * پناه مملكت دستور اعظم
نبود و بعد از اين مشكل كه باشد * وزيرى مثل او و اللّه اعلم
آوردهاند كه در ولايت بخارا « 1 » [ مدت ] هفت سال بر مسند وزارت نصر بن نوح سامانى مستند بود ، و بر مركب دولت و سعادت
( 105 A )
طريق اختيار و سبيل اعتبار مىپيمود . بعد از آن توفيق الهى رفيق [ حال ] وى گرديد تا به قلم همت رقم بطالت بر دفتر اعتبار بىاعتبار وزارت كشيد . از پادشاه استعفا نموده ، خود را از آن منصب عزل گردانيد و در گوشهء عزلتى مخفى گرديد . ورد زبانش اين بود ، [ بيت ] :
عزلتى خواهم كه گر چرخ فلك چون گردباد * خاكدان دهر را بيزد نيابد گرد من
[ رباعى ] :
آنان كه به كنج عافيت بنشستند * دندان سگ و دهان مردم بستند
كاغذ بدريدند و قلم بشكستند * از دست و زبان حرف گيران رستند
در كنج زاويه به طاعت و عبادت مشغول بود ، تا زمانى كه قابض
هامش
( 1 ) -C , A: ولايت بخارا آمده