تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
مگر كه بود ز سيماب مهره‌هاش كه كرد * همه يكى و از آن قرص زر فكند برون
حضرت سلطان ابن سلطان مظهر انوار الفضل و الاحسان غياث نفوس كافه الامم ملاذ عموم العرب و العجم نور عين السلطنت الغرا عين نور الخلافت البيضا مالك اماجد المشرقين ملك اعاظم الخافقين [ بيت ] :
شاهى كه ملك جمله « 1 » به زير نگين اوست * فيروزهء سپهر در انگشترين اوست
المختص بعنايت الملك الاحد مظفر الدين سلطان محمد بهادر خلد ملكه ، در درون ديوان‌خانهء شاهى بر تخت بخت شهنشاهى قرار گرفت ، امرا و اركان دولت و ندما و ارباب فضيلت هركدام به مقام مقرر و مسكن معين متمكن گشته بودند [ و ] استفاضهء حكمت و استنارهء معرفت از آن مخزن نعم و سپهر جود و كرم مىنمودند ، تا آنكه آن عالى حضرت سلطنت منقبت در درج حكمت و معرفت « 2 » گشود و سؤال فرمود كه : از شيخ الرئيس ابو على سينا چنين منقول است كه در جميع علوم ماهر و در انواع فنون كامل و متبحر بوده است ، و علم شعبده و سيميا را نيكو مىدانسته و در اين فن از وى امور غريبه و افعال عجيبه [ بسيار ] منقول است . آيا مطابق واقع بوده باشد ؟ محرر اين واقعات و مقرر اين كلمات « 3 » [ بندهء ] كمينهء درگاه واصفى تتبع و تفحص تواريخ نموده ، و به قدم استقرا طريق استماع اخبار غريبه و حكايات عجيبه پيموده ، معروض مىدارد كه : در « تاريخ معينى » آورده است كه : شيخ ابو على سينا در سن بيست سالگى احراز « 4 » جميع علوم متداوله و غيره كرده بوده و علوم غريبه حتى كه سحر و شعبده را به غايت نيك مىدانسته
( 104 B )
اما آن اعمال
هامش
( 1 ) -T , P: جمله ملك ( 2 ) -T , P: ندارد ( 3 ) - نسخ ديگر : حكايات ( 4 ) -T , B 2 , B: احضار