افاضل در مذمت شرب شراب « 1 » به دلايل عقلى و نقلى اثبات مضرت آن نمودند .
آن حضرت فرمودند [ كه ] : بهترين صحبتها [ و لطيفترين محفلها « 2 » مجلس ] صوفيانه است [ كه فضلا و شعرا و ندما شبها نشينند و طعامهاى لذيذ و اشربه و اغذيه و معاجين لطيف اختيار نمايند و به حكايات شيرين و نكات رنگين ، مذاق جان و كام روح و روان را مفرح و مروح دارند و ] مقرر فرمودند كه هر شب دوشنبه و جمعه [ فضلا و شعرا و اهل ساز و اربابنواز جمع شوند و ] صحبت صوفيانه دارند ؛ نماز شام كه فراشان ملأ اعلى خيمهء پادشاه سپهر را به طنابهاى زرين شهاب ثاقب و اوتاد « 3 » سيمين كواكب برافراشتند و طباخان مطبخ گردون ، كاسههاى زرين نجوم را بر گرد خوان لاجوردى فلك گذاشتند ، حضرت پادشاه در درون بارگاه بر مسند شاهى و سرير شهنشاهى قرار گرفت ؛ در خاتمهء مجلس به اين كمينه خطاب فرمود كه : شيخ العالم شيخ از ملازمان [ شما ] حكايات « 4 » غريب و واقعات عجيب نقل مىفرمود . از آن جمله حكايت تاج النسب و پسر نقيب نيشاپور بود ، اگر به مسامع جلال رسد خاطر به استماع « 5 » آن بغايت متوجه است . معروض داشته شد كه در مسجد جامع هرات بعد از نماز جمعه در ملازمت عالىجناب معالى انتساب [ جامع الفضايل و الكمالات قدوة العلماء الكاملين صفوة البلغاء المجتهدين ] مولانا صفى الدين على مثل طوافين بيت الحرام به گرد آن مسجد طواف « 6 » مىنموديم كه جوانى در غايت حسن و جمال و نهايت لطف و كمال پيشآمد و گفت :
( 159 A )
مخدوما ، پسر مولانا حسين واعظ شمائيد ؟ مولانا صفى الدين فرمودند :
بلى . گفت بندهء كمينه را به ملازمان حكايتى است و عرض آن مقتضى خلوت است اگر ميسر شود به عرض مىرسد . حضرت مخدومى همه را رخصت
هامش
( 1 ) -B 2 , P: شراب فرمودند
( 2 ) -B 2: مجلسها
( 3 ) - چنين است درT , B 2: نسخ ديگر : او داد ، ادواد
( 4 ) -C , A: حكايت
( 5 ) -T , P: و اصغاى
( 6 ) -C , A: طوف