[ 30 ] گفتار « 1 » در « 1 » حكايت تاج النسب كه عيارهاى بود در شهر هرات
در تاريخ سنهء اربع و ثلثين و تسعمايه [ بود كه ] در ييلاق شرابخانه عالى حضرت سلطنت منقبت خورشيد منزلت جمشيد حشمت فريدون شوكت [ دوحهء روضة النصفت و العدالت واسطهء وشاح شوكت و ابهت نتيجهء امتزاج عناصر دولت و عظمت المؤيد بتائيدات الملك الاحد ] مظفر الدين سلطان محمد خان را به واسطهء افراط شرب « 2 » و ادمان بر عرق تغييرى در مزاج شريف عارض شد ؛ چون آن مرض به صحت مبدل گرديد ، روزى در مجلس عالى اكابر و [ اعالى ] افاضل [ و اهالى ] حاضر بودند « 3 » ، آن حضرت به اين قطعهء ابن يمين مترنم گرديدند :
شراب در تن آنكو شرابخواره بود * چو روغن است كه ريزند در مغاك چراغ
اگرچه زنده ز روغن بود چراغ ، ولى * فزون ز قدر بود موجب هلاك چراغ
هامش
( 1 ) - فقط درC , A: آمده است
( 2 ) -C , A: شراب ؛T: شرب شراب
( 3 ) -C , A: حاضر بودند كه به اين بيت رطب اللسان گرديدند .