[ 29 ] حكايت امير سيد جلال الدين مرغينانى
در تاريخ سنهء اثنى و ثلثين و تسعمايه « 1 » بود كه عالىجناب سيادت مآب نقابت اياب « * » امير سلطان « 2 » جلال الدين مرغينانى جواب قصيدهء چاردرچار « 3 » عبد الواسع جبلى را در مدح اعلىحضرت سلطنت منقبت عدالت شعار نصفت دثار مشيد اركان العظمة و الجلال مؤسس بنيان السعادت و الاقبال مهر سپهر ايالت و كامگارى در برج « * * » رفعت و بختيارى الممدوح بلسان العبد و الحر مظفر الدين سلطان محمد بهادر خان [ آورد ] « 4 » و سخن وى اين [ بود ] كه مدت يك سال است كه على الدوام [ بلكه صبح و شام ] در اين قصيده مشقت كشيدهام و بذل مجهود به تقديم رسانيده ؛ و مىگفت كه از در روم تا اقصاى هند صلاست « 5 » همهء شعرا و فضلا و فصحا و بلغا [ را ] ، هركس از عهدهء جواب اين قصيده كما ينبغى بيرون آيد ، تمسك بندگى خود بر ظهر آن قصيده نوشته به وى تسليم نمايم .
هامش
( 1 ) -T: توقوز يوز اوتوز ايكى
( 2 ) -T: سيد
( 3 ) -C: چهاردرچهار
( 4 ) - اين فصل در هيچيك از نسخ نيامده ؛ فقط درT: آمده : كيلتوردى
( 5 ) -P , C , A: صلاحست
( * ) س 5 : آياب
( * * ) س 8 : درى برج