تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
معلم كيست خضر و موسى عمران سبق خوانش * سبق علم لدنى و لب دريا دبستانش « * »
حضرت خان حكم فرمودند كه : تمامى قلمرو با تحف و هدايا به رسم صله به درگاه [ عالم‌پناه ] حاضر گردند . مولانا خواجه على فرمودند [ كه ] : ما در سمرقند كه اين مطلع را شنيديم ، به خاطر رسيد كه اگر از براى اين مطلع شرحى نوشته شود و آن را وسيلهء آشنائى خان سازيم مناسب مىنمايد . الحاصل هژده جزو نوشته شد مشتمل بر هژده علم . چون آن تصنيف « 1 » به مسامع جلال رسيد ، اعلىحضرت خاقانى مولانا حاجى تبريزى و مولانا شمس الدين محمد خراسانى را كه بر مسند صدارت [ خاقانى مستند ] بودند ، طلبيدند و پرسيدند كه : منافع « 2 » و مداخل شما در ملازمت ما سالى چه مقدار است ؟ فرمودند كه : هركدام ما « 3 » مبلغ « 4 » سى هزار خانى از درگاه عالم‌پناه استيفاء مىنماييم ، حضرت ابو الغازى عبيد الله بهادر خان اشارت به فقير نموده گفتند كه : اين شخص هرگز از ما يك فلس فايده نديده « 5 » و نفعى به او نرسيده در مدح و مناقب ما اينچنين تصنيفى و تأليفى ترتيت نموده كه بارست « 6 » همه افاضل ماوراء النهر را و مبلغ پنجهزار خانى و اسپ تپچاق با زين و لجام و سروپاى مناسب انعام فرمودند . چون مولانا خواجه على اين حكايت را تمام ساختند و از اين هذيانات « 7 » واپرداختند ، اين فقير حقير كمينه گستاخى نموده به عرض رسانيد كه از اين هژده علم كه در آن شرح درج فرموده‌ايد ، از يكى اگر شمه‌اى بيان فرمايند دور نمىنمايد . فرمودند كه يكى از آن علم معماست كه از مصرع اخير
هامش
( 1 ) -P , B 2: مصنف ( 2 ) -C , A: مناسب ؛P: مانع ( 3 ) - فقطC , A: ( تا ؟ ) ؛T 2 , T: هر بيريمير ( 4 ) -T 2 , T , B 2: موازى ؛P: ندارد ( 5 ) - دنبالهء مطلب از اينجا در نسخهءT 2: قطع مىشود ( 6 ) -B 2: بارست ؛C: اين كلمه پس از « ماوراء النهر را » آمده است ؛T: ندارد . ( عار ؟ ) ( 7 ) - تمام نسخ : هزيانات ( * ) س 2 : و بستانش