تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
مفردان خراسان [ بود ] از سفر حجاز آمد و قلندرى از بغداد مفرد نام همراه آورد . و [ پهلوانان و ] مفردان خراسان مىگفتند كه ما هرگز به شيرينى اندام و زيبندگى مفرد كسى نديده‌ايم ، طاقيه‌اى از نمد به شكل دبلغه به سر داشت ، و نمد « 1 » آژده « 2 » مغربى گرفته در بر « 3 » و چوبى سيم پيچيده سه من به وزن شرع « 4 » بر دست « 5 » ، بر سر خيابان خراسان [ آمده ] آواز برآورد كه : پهلوانان و يتيمان و نهنگان پنج دروازه و نه بلوك هرات را صلاست به‌همين چوب ، [ هركه آيد ] اگر رستم دستان [ و ] سام نريمان و اسفنديار رويين‌تن « 6 » باشد با وى جنگ مىكنم . اين خبر به سلطان حسين ميرزا رسيده او را طلبيد و پرسيد كه : چه نام دارى ؟ به زانو درآمده گفت : شاها ، شهريارا ، تا زمانى كه مفرد فلك از شكل كهكشان مفتول چوب يتيمانه بر دست دارد و پهلوانان نه بلوك افلاك را پيش خود پست مىشمارد ، چوب دربان كرياس سدره اساس جاهت بر فرق سلاطين و خواقين شكسته باد ، و دست گردنكشان ربع مسكون در پيش درگاهت به خدمت بسته .
خادم درگاه تو چوب سياست به قهر * از كف خاقان كشيد بر سر قيصر شكست
ميرزا از فصاحت و بلاغت او حيران شد و او را پيش طلبيد . دستى بر طاقيهء او فرود آورد [ و ] گفت : مردانه باش كه همت ما به جانب تست . مفرد به غايت مطبوع و مقبول پادشاه [ افتاده ] ، شور و شغبى و فتنهء عجيبى « * » روى به
هامش
( 1 ) -P،B،B 2: نمدى ( 2 ) -B،B 2: از دو ( 3 ) -T: و توى لوك يا پنجه دين عباسى بار ايردى ( 4 ) -B،B 2: خراسان ،T: شرع شريف تا شيغه اون باتمن و زنيدا ( 5 ) -A،C: بر سر دست ( 6 ) - بقيه نسخ : زمان ( * ) س 19 : شايد : فتنه عجبى .