شهر محرم سنهء ثمان عشر و تسعمايه « 1 » بود كه سر خيابان مضرب خيام رحلت انجام آن جماعت گرديد . و اين سفر در فصل ربيع بود كه لشكر بهمن دى را فريدون فروردين منهزم ساخته بود و از نفير و كوس رعد و ملتق صاعقه و برق زلزله در زمينوزمان انداخته ، ساربانان دوران شتران كوهكوهان تلال را از سقرلات فستقى سبزه جهاز پوشيده بودند و از جداول آب سيل در سر ايشان مهار مسلسل مىنمودند « 2 » ، و لالههاى روزگار از براى نوعروسان بهار قماشهاى ملون « 3 » سبزه و رياحين را « 4 » براى بستر و جامهء خواب جهت عرض تجمل به روى دشت و صحرا گستردند و پختههاى سحاب را به كمان ندافى قوسقزح برهم زده « 5 » از براى « 6 » آگين آوردند ، تيغ كوه كه از سبزه رنگ يافته بود سياف بهار آن را به صيقل برق تصقيل مىنمود و رخنههاى آن را به جمرات لاله و پتك رعد آتش
( 6 a )
كارى « 7 » مىكرد ، بر كنارهاى آب چون پيكانهاى « 8 » غنچه و خنجرهاى سوسن و قبههاى سپرهاى خطمى و نسترن زنگ خورده بود باد آب را در درون جويبار سوهان صفت گردانيد ، و باد كه فتنهانگيزى كرده لشكر سبزه و رياحين را برهم زده بود آب او را در درون زندان حباب به سياست حبس رسانيد ، مهندس هوا از نقطهء باران از براى طومار اطفال چمن بر صحيفهء آب دواير پركارى مىكشيد و طبرخون چون از رنج خون زبون گرديده بود فصاد برق او را رگها از مفاصل مىگشاد ، زمانه به زبان حال به اين « 9 » ترانه مترنم بود چنان كه گويد سلمان ، بيت :
هامش
( 1 ) - اين سنه در همهء نسخهها قيد گرديده است .
( 2 ) -A: مىنمود .
( 3 ) -A:
+ و .
( 4 ) -A: بجاى را ، « از » آمده است .
( 5 ) -: A+ بود .
( 6 ) -A: ندارد .
( 7 ) -A: آتشكارى .
( 8 ) -A: پيكان .
( 9 ) -A: اين .