قانونش از هاله كلابهء سيم آوردى ، و حوراى عين از بهر نمونهء گوشهاى آن قانون غنچههاى گلبن روضهء رضوان را به پيش قانونتراش بردى ، [ و ] روح الامين اگر نغمهء روحافزايش را شنيدى شاخ درخت سدره را از براى ساز وى بريدى و شهپر خود را جهت مضراب پيش وى كشيدى ، بيت :
نالهء قانون او كز نرگس جادوش بود * چون ننالد زان همه پيكان كه در پهلوش بود
ديگر چكرچنگى مغنيه بود كه هرگاه كه چنگ در كنار گرفتى زهره در بزم فلك ساز خود بر زمين زدى و از آسمان به زمين آمدى و موى گيسوى خود را تار چنگ او ساختى « 1 » ، [ بيت ] :
دلبر چنگى كه ساز دلبرى آهنگ ساخت * رشتهء جان من از هم كند و تار چنگ ساخت
و سرآمد سازندگان پسر استاد سيد « 2 » احمد غجكى [ بود ] كه گردون جام زرين خورشيد خاورى را از براى طاس غجك او مناسب مىديد
( 6 b )
، و حور خلد برين گيسوان عنبرين خود را از براى تار كمانچهء غجك پيش « 3 » او مىكشيد ؛ و عالىحضرت ولايتمنقبت حقيقتمآبى مولانا نور الدين عبد الرحمان جامى قدس اللّه السره السامى از براى او غزلى فرمودهاند كه مطلعش اين است ، بيت :
صداى آن غجكم كشت [ و ] حسن آن غجكى * كه شور مجلس عشاق شد ز پرنمكى
و محب على « 4 » بلبانى جوانى بود كه سابقا امام الزمان و خليفة الرحمان
هامش
( 1 ) -B، ساير نسخ : و از آسمان به زمين آمده موى گيسوى خود را بريده تار چنگ او ساختى .
( 2 ) -A: ندارد .
( 3 ) -A: ندارد .
( 4 ) -A: ندارد .