تا لطف ايزدى را باشد شمول بر « 1 » خلق * همواره باد لطفت بر خافقين شامل
جواب قصيدهء رائيهء « * » سلمان ساوجى اين است :
ساقيا همچون گل رعنا در ايام بهار * جام زر از بادهء گلگون دمى « * * » خالى مدار
هست دودى ز آتش سوزنده قد افراخته « 2 » * بىنهال قامتت سرو سهى در لالهزار
در تلاش افتادهاند اوراق گل بر روى هم * باد گويا خاك پايت كرده در بستان « 3 » نثار
غنچه خونآلوده پيكانى بود بگرفته رنگ * ديده تا لعل « 4 » از دهانت در چمن اى گلعذار
لاله در هاون چه حاجت مشك سايد چون صبا * مىوزد در گلستان از خاك پايت مشكبار
بر كنار رودها در « 5 » سايههاى برگ بيد * ماهيان جولانكنان در آب بينى صد هزار
لاله دارد گرچه دايم كاسهاى در سر ولى * نرگس بيمار صفرا كرده از رنج خمار « 6 »
بر كنار جو چو خنجرهاى سوسن رنگ يافت * باد سايد آب را سوهانصفت در جويبار
از درون بيضه طوطى بچهها سرزد برون * ميوههاى سبز چون گشت از شكوفه آشكار ( 5 a )
هامش
( 1 ) -A: با .
( 2 ) -A: افروخته .
( 3 ) -A: كرد در بوستان .
( 4 ) -A،P: ديده را دور .
( 5 ) -A،P: خويشتن از .
( 6 ) - اين بيت فقط درAوPموجود است .
( * ) س 3 : رايه
( * * ) س 5 : گلگون و مى