تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
غنچهء حايش « 1 » بگشاده دهان * تا بكند « 2 » عرض رياض نعيم بهر تو خون دامن رحمان گرفت * مىطلبد رحمت و فضل رحيم « 3 » ياش كه عشر است ، در او عرش و شرع * ديده عيان ديدهء عقل سليم از بركات حركاتش رود * سالك ره بر نهج مستقيم رسم سكون از سكناتش برد ( 64 a ) * هركه بود بزم بقا را نديم نجم هدى گشته همه نقطه‌هاش * هريك از آن راجم ديو رجيم جامى اگر ختم نه بر رحمت است * بهر چه شد خاتمهء آن رحيم
قصيده‌اى كه در ديوان آن حضرت معنون به آن مصراع است كه هم در آنجا معنى ظاهر بود و هم تعميه ؛ و آن قصيده اين است :
جاه دارى جاهل‌آسا « 4 » در سراى « 5 » كامل مدام * جاهلت خوانم نه كامل ، چون ترا جاه است كام نام خاص خويش كردى عالم ، اما عالمى « 6 » « * » * كش بود روى از لئيمى دايما برپاى عام عمر صرف كسب نام نيك كن كآن نامه را * چون اجل كوته كند ، باقى نماند غير نام كاهلى بگذار و روى همت خود از همه * آر در اتمام كار دين كه اين است اهتمام گر تمامت اهتمام دين نگردد عاقبت * آه ماند حاصلت ز آن اهتمام ناتمام
هامش
( 1 ) -A،C: هايش ( 2 ) -A،C: تابو ؛T،P،B،B 2: با تو ( 3 ) -A،C،B: جسيم ( 4 ) -A،C: كامل‌آسا ( 5 ) -T،P،B 2: بر سر ( 6 ) -P: جاهلى ( * ) س 13 : اما عاملى
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 340 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف