غنچهء حايش « 1 » بگشاده دهان * تا بكند « 2 » عرض رياض نعيم
بهر تو خون دامن رحمان گرفت * مىطلبد رحمت و فضل رحيم « 3 »
ياش كه عشر است ، در او عرش و شرع * ديده عيان ديدهء عقل سليم
از بركات حركاتش رود * سالك ره بر نهج مستقيم
رسم سكون از سكناتش برد ( 64 a ) * هركه بود بزم بقا را نديم
نجم هدى گشته همه نقطههاش * هريك از آن راجم ديو رجيم
جامى اگر ختم نه بر رحمت است * بهر چه شد خاتمهء آن رحيم
قصيدهاى كه در ديوان آن حضرت معنون به آن مصراع است كه هم در آنجا معنى ظاهر بود و هم تعميه ؛ و آن قصيده اين است :
جاه دارى جاهلآسا « 4 » در سراى « 5 » كامل مدام * جاهلت خوانم نه كامل ، چون ترا جاه است كام
نام خاص خويش كردى عالم ، اما عالمى « 6 » « * » * كش بود روى از لئيمى دايما برپاى عام
عمر صرف كسب نام نيك كن كآن نامه را * چون اجل كوته كند ، باقى نماند غير نام
كاهلى بگذار و روى همت خود از همه * آر در اتمام كار دين كه اين است اهتمام
گر تمامت اهتمام دين نگردد عاقبت * آه ماند حاصلت ز آن اهتمام ناتمام
هامش
( 1 ) -A،C: هايش
( 2 ) -A،C: تابو ؛T،P،B،B 2: با تو
( 3 ) -A،C،B: جسيم
( 4 ) -A،C: كاملآسا
( 5 ) -T،P،B 2: بر سر
( 6 ) -P: جاهلى
( * ) س 13 : اما عاملى