از اين كمينه استفسار فرمودند . فقير گفتم : تا كليات مخدومى چند روزى منظور نظر نباشد حكم به كميت آن نمىتوان كرد و از آن مقوله حديثى بر زبان نمىتوان آورد « 1 » . آن حضرت كس فرستاده « 2 » كليات را از اردو حاضر ساختند « * » و فرمودند كه : ابياتى كه متعسر الجواب بلكه متعذر الجواب باشد انتخاب نمايند . فقير سه روز به تتبع و تصفح اشتغال نمودم [ و ] ده قطعه كار « 3 » از سوانح افكار و بدايع اشعار ابكار آن ذوى الاقتدار برچيدم .
اول تعريف بسمله كه ديوان اولى آن حضرت به آن مصدر است ؛ و آن اين است :
بسم اللّه الرحمن الرحيم * اعظم اسماء عليم حكيم
محترمان حرم انس را * تازه حديثى است ز عهد قديم
نوزده حرف است كه هژده هزار * عالم از او يافته فيض عميم
بسم سه حرف است كه گويد : بسم * حرز تو در ورطهء اميد و بيم
بيش كه كم نيست ز دو بين دو كون * نقطه صفت در كنف او مقيم
ارهء سينش به سه دندانه كرد * فرق عدو را به سياست دو نيم
چشمهء ميمش ز زلال حيات * مىكند احياى عظام رميم
هرالفش را پى جادووشان « * * » * شيوهء اعجاز عصاى كليم
شاهد معنى چو ز لامش نهاد * طرهء شبرنگ به روى چو سيم
ما شطهء خامه ز تشديد ساخت « * * * » * شانهء آن طرهء عنبر شميم
هاش كه باهاى هويت يكى است * فهم ذوى التهنيه « * * * * » فيها يهيم
هست دورى در وى و هريك درى * حقهء آن در دل عرش عظيم
هامش
( 1 ) -A،C: نمىتوان راند
( 2 ) -Pصفحهa96 ،Bصفحهa147 ؛ حضرت فرستاده فرستاد .
( 3 ) - چنين است همهء نسخهها ؛Tصفحهa186 : اون
( * ) س 3 : از اوردو حاضر ساختند
( * * ) س 16 : هر الفش را بىجادووشان
( * * * ) س 18 :
مشاطه خامه ز تشديد ساخت .
( * * * * ) س 19 : كذا ، شايد : فهم ذوى النهية