عرضه داشت بندهء درگاه و دعاگوى بلا اشتباه واصفى . معروض خدام « 1 » عتبهء قدسى نشان سپهر تمكين [ و ساكنان ] قدوسىآشيان عرش مكين مىگرداند كه صدر الكتاب صحيفهء كامگارى و فصل الخطاب جريدهء شهريارى اعنى نشان عالىشأن نورافشان معدلت نشان همايون كه چون آفتاب عالمتاب ظلمتسوز جهانافروز عنايت از افق بندهنوازى و ذرهپرورى و مطلع عدوگدازى « * » و مرحمتگسترى « 2 » طالع و لامع گرديد ؛ شكرانهء اين سعادت عظمى و موهبت كبرى كريمهء
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ
« 3 » به خاطر رسيد لوازم خدمت و مراسم عبوديت را مرعى داشته ، به دست اعزاز و اجلال بر فرق مفاخرت و مباهات نهاده ، و زبان به شكر گزارى حضرت واهب العطيات برگشاد . [ نظم ] :
منت ايزد را كه از نزهتگه لطف « 4 » و جلال * خاطر غمديده را سرمايهء شادى رسيد
از سرابستان شاه كشور جاه و جلال * تحفهء زندانيى ، منشور آزادى رسيد
[ بيت ] :
[ رسيد قاصد و درجى ز مشك ناب آورد * چه جاى مشك كه درجى در خوشاب آورد « 5 »
ز شب نوشته مثالى به گرد صفحهء « 6 » صبح * به نام ذرهء سرگشته ز آفتاب آورد ]
هامش
( 1 ) -Tصفحهءa178 : خدام و ساكن لارغه
( 2 ) - ديگر نسخ : لطفگسترى
( 3 ) - قرآن سوره 18 آيهء 1
( 4 ) -P: جاه
( 5 ) -T: اين بيت را ندارد
( 6 ) -T: مثالى ز زر به صفحهء
( * ) س 6 : عدوگذارى