بندگان صادق الاخلاص قديم الاختصاص مىباشد ، هيچ عجيب و غريب نيست . مصراع :
سليمان را به آن حشمت نظرها بود با مورش « * »
.
[ بيت ] :
از آنطرف نپذيرفت جاه او نقصان * و زين طرف شرف روزگار ما گرديد « 1 »
ايزد تعالى و تقدس اين پادشاه دينپناه را سالهاى بسيار و قرنهاى بىشمار بر فراز تخت بخت پاينده و مستدام داراد . بعد از ورود « 2 » حكم همايون شرايط تعظيم و تكريم بهجاى آورده ، كمر خدمت بر ميان جان بسته ، مور صفت خود را مىخواست به پايهء سرير سليمانى « 3 » رساند . اما به واسطهء [ حصول ] يك چند امر ضرورى كه در پايهء سرير [ اعلى ] اين كمينه را از اهم مهمات است ، چند روزى توقف ضرورت بود . بنابرآن به تقبيل آستان سپهر ارتقاى عرش اعتلا تعجيل ننمود . ظل ظليل عاطفت و رأفت لا يزال باد . [ نظم ] :
اميدوار چنانم كه فيض فضل ازل * هميشه كام ده شاه كامران باشد
به قد دولت او خلعتى بيارايد * كه عطف دامن او ملك جاودان باشد
اين مكتوب به عالىجناب صدارتمآب شيخ العالم شيخ نوشته شد :
اى صدر جاه روشن از نور احترامت * طغراى فتح و دولت توقيع مشك فامت
بدايع آيات مجد و كرامت و طلايع رايات صدارت و شهامت عالى جناب معالى انتساب صدر العالى « 4 » معاذ الاعاظم و الاعالى مالك ازمة المجد
هامش
( 1 ) -A،C: گردد
( 2 ) -A،B 2: ورد
( 3 ) -A،C: سرير اعلى
( 4 ) -A،C: الاعالى
( * ) س 2 : نظرها بود بمورش