هوا گرفت سحاب و براى طفل گياه * ز جويبار بهشت آب سلسبيل كشيد
صبا ز غنچهء سوسن كه سرمهآلوده است * به چشم نرگس شبزندهدار ميل كشيد
ز شوق در بر طاوس باغ « 1 » قمرى مست * گرفت ناله خفيف آنگهى ثقيل كشيد
دل شكستهء بلبل در انتظار بسوخت * ز بسكه مدت هجران گل طويل كشيد
ز باد تفرقه در گلشن زمانه نرست * گل سخى كه زر از غنچهء بخيل كشيد
چه همت است كه انسى به طوع و رغبت خويش * چو غنچه دامن از اين عالم محيل كشيد
* * *
لمؤلفه
چمن كه گونهء گل بر رخ جميل كشيد * ز لاله سبزه « 2 » نگار از بنفشه نيل كشيد « * »
ز برگ و ميوه درخت انار در بستان * ميان سبزه ببين كآتش « 3 » خليل كشيد
ز خيل ابر بسى ريخت خون برق فلك * چو بار رعد فراوان به پشت پيل كشيد
سمند رعد سياهى ابر را چو بديد * ز جاى جست چو برق آنگه و صهيل كشيد
هامش
( 1 ) -T: باغ و قمرى
( 2 ) -P: لاله بست
( 3 ) -B 2وT: ببين آتش
( * ) س 16 : نسخهبدل مناسبتر است