بتان آزرى « 1 » « * » از بتكده برون جستند * كه لالهزار به دست آتش خليل كشيد
بهار در ره آيندگان باغ نگر * كه فرش ديدهء نرگس به چند ميل كشيد
نهاد نرگس بيمار چون به بالين سر * حباب ز آب روان شيشهء دليل كشيد
چكيد خون ز بناگوش پيل مست سحاب * شب از هلال كجك بر سران پيل كشيد « * * »
به مى سبيل كنم خون خود كه خوبان را * به سوى خويش توانم بدين سبيل كشيد
بهشت شد چمن و خوش كسى كه با خوبان * در آن بهشت شرابى چو « 2 » سلسبيل كشيد
برون خرام كنون خسروا اگر خواهى * قدح به روى گل و « 3 » صورت جميل كشيد
* * * انسى راست
بيا كه شاهد باغ از بنفشه نيل « 4 » كشيد * عروس « 5 » لاله نقاب از رخ جميل كشيد
نشست بر كتف كوه باز هندوى ابر * كجك ز برق جهان بر سران پيل كشيد
ميان سبزه نگه كن كه طوطى از منقار * چگونه لاله صفت آتش خليل كشيد
هامش
( 1 ) -B 2. ز آرزو
( 2 ) -T: ز
( 3 ) -T: آن
( 4 ) -P: ميل
( 5 ) -P: خروس
( * ) س 1 : بتان آذرى ، براساس نسخهءBتصحيح شد .
( * * ) س 8 :شب از هلال كجك بر سر آن پيل كشيد .