غزل
نيارد شب بهجز پروانه تاب شمع آه من * ولى او هم ندارد طاقت روز سياه من
مرا از دست هجرانت درون سينه دل خون شد * در اين دعوى دو چشم خونفشان آمد گواه من
چو مردم كرده جا در چشم اغيار و نمىآيد « * » * به چشمم هرگز آن مه بلكه رنجد از نگاه من « 1 »
به جست و جويت اى مه يك زمان از پاى ننشينم * اگر صد كوه آيد هرقدم در پيش راه من
به پيش آفتاب احوال چون باشد كواكب را * همان حال است خوبان جهان را پيش ماه من « 2 »
غزل
هرصبح و شام ذكر تو ورد زبان من * گويا به ذكر تست زبان در دهان من
آرى سر زبان به لب لعل و افكنى * هردم به عشوه شعلهء آتش به جان من
آتش به جان زدن ز لبت باورم نبود « 3 » * شد از سر زبان تو خاطرنشان من
هامش
( 1 ) -Bرنجد دادخواه من ،P: رنجد از گناه من
( 2 ) - در نسخهBجاى دو بيت اخير عوض شده است
( 3 ) -P:آتش زدن به جان به لب باورم نبود .( * ) س 6 چو مردم كرده چادر چشم . . .