نسخهاى خواهد مگر از خط ياقوت بهار * كز دوات غنچه بىشنگرف « 1 » زنگار آورد
گر مغنى تار چنگ از رشتهء جانم كند * چنگسان عشاق را در نالهء زار آورد
هرزمان گردد پشيمان چشمت از مردمكشى * غمزهء شوخ تو بازش بر سر كار آورد
چون صنوبر بار نخل قامتت دلهاست ليك * از براى دردمندان بار دل بار آورد
واصفى را ماند هجرت در دهان « * » مهر سكوت * لعل دلجويت مگر او را به گفتار آورد
غزل
از بسكه فتاده به سر كوى تو سرها « 2 » * در كوى توام بند شده راهگذرها
يك در به رخ ار بست فلك شكر كه اكنون * بر روى دل از تيغ توام واشده درها
هرچند تغافل كند آن شوخ ننالم * پنهان به من دلشده دارد چو نظرها
من بىخبر از خويشم و تو بىخبر از من * هرچند ز من پيش تو آرند خبرها
اى دل خطرى نيست در اين راه نترسى * در وادى عشقش گذراندى چو خطرها
هامش
( 1 ) -T: با شنجرف ،P: با شنگرف
( 2 ) -T: دلها
( * ) س 9 : كذا شايد : بر دهان