برگهايش نگر آنگه قدحش را به ميان * كه نشان مىدهد از ماه و ثريا نرگس « 1 »
دايم از پنبه به لب آب چكانند او را * مىكند متصل از ضعف چو صفرا نرگس
گشت ظاهر به ميان رمهء سبز چمن * همچو موسى به عصا و يد بيضا نرگس
هست چون صبح نخستين شده يك نيزه بلند * و اين عجبتر كه به مهر آمده پيدا نرگس « 2 »
همچو نوباوه بران در طبق نقره نهاد * وقت گل يافت چو زردآلوى اعلى « 3 » نرگس
با شكوفه به جهان ميوه ندارد كس ياد * ننمايد به جهان اين عجب الا نرگس
شعلهء نارونى « 4 » و پنبه مشعبدآسا « 5 » * جمع كرد اين دو سه اضداد به يك جا نرگس
مرهمى ساخته ز ابريشم سبز و به سرش * كهربا را به صدف كرده مثنى نرگس
پنبه از گوش برآورده و مىدارد چشم * كه به وصف تو كند اين غزل اصغا نرگس
هامش
( 1 ) - اين بيت درAنيست ، درB 2مصراع اول چنين است :برگهايش نگر آنگاه قدش را بميان، درC:برگهايش نگر آنكه كه قدش را بميان.
( 2 ) - اين بيت درCوB 2نيست .
( 3 ) -TوB: زردآلوى رعنا
( 4 ) -A: بى
( 5 ) -T: مشعبد آثارP: سخن ؟